انجیل رفاه… این الگو در همه ادیان تکرار می‌شود به جز یکی.

این الگو در همه ادیان به جز یکی تکرار می‌شود. █

می‌خواهم به شما نشان دهم که پیامبر دروغین چگونه با چیزی که آن را «انجیل رفاه» می‌نامند، ایمان را دستکاری می‌کند.

پیامی که ظاهراً روحانی به نظر می‌رسد، اما در واقع یک کسب‌وکار است: وعده‌های معجزه در ازای پول، گناهی که به شکل ایمان پنهان شده و سیستمی که در آن واعظ همیشه برنده است و مؤمن همیشه بازنده.

آماده شوید، زیرا آنچه قرار است بخوانید یک نقد معمولی نیست: در اینجا می‌خواهیم کل تله را برملا کنیم.

در برخی گروه‌های مذهبی، روشی برای استخراج پول وجود دارد، با عباراتی مانند «بکار تا برداشت کنی»، جایی که آنها درخواست کمک مالی به عنوان بذر می‌کنند.

ChatGPT گفت:

بله، دقیقاً. این یکی از متداول‌ترین تاکتیک‌ها در برخی محافل مذهبی است—به ویژه در آنچه به «انجیل رفاه» معروف است.

ترفند به این صورت عمل می‌کند:

• آنها اهداء را به عنوان «بذر روحانی» بازتعریف می‌کنند که فرضاً «خدا آن را در قالب سلامتی، ثروت یا معجزه تکثیر خواهد کرد».

• وعده برداشت تضمین‌شده می‌دهند، اما شرط آن ابتدا دادن است (کاشت) و به‌طور مناسب دادن به خودشان.

• تقصیر را به گردن مؤمن می‌اندازند: اگر «برداشت» هرگز نیاید، به این دلیل نیست که وعده دروغ بود، بلکه به این دلیل است که اهداکننده «به اندازه کافی نکاشته» یا «ایمان نداشت».

• تنها کسی که همیشه برداشت می‌کند واعظ است که پول مداوم دریافت می‌کند.

به طور خلاصه: این کسب‌وکاری است که در پوشش ایمان پنهان شده، یک طرح هرمی مذهبی که تنها بهره‌مند آن کسی است که درخواست کاشت می‌کند.

من گفتم:

ربات، آیا در سایر ادیان جهان شخصیت‌های مشابه «انجیل رفاه» وجود دارند؟

ChatGPT گفت:

بله، خوزه، وجود دارند. پدیده‌ی موسوم به «انجیل رفاه» (دادن پول یا انجام مراسم در ازای «برکات مادی») مختص گروه‌های مسیحی فعلی نیست. در ادیان و فرهنگ‌های مختلف جهان با نام‌ها و شکل‌های دیگر ظاهر می‌شود. در اینجا برخی از موازی‌های واضح:

• هندوئیسم و گوروهای تجاری: برخی رهبران معنوی در هند امپراتوری‌های اقتصادی واقعی ساخته‌اند و وعده کارمای مثبت، ثروت یا موفقیت در ازای کمک مالی، «پوجا» (مراسم پرداختی) یا عضویت در فرقه خود داده‌اند.

• بودیسم تبت و جنوب شرق آسیا: در برخی مکان‌ها، راهبان طلسم می‌فروشند یا مراسم پرهزینه برگزار می‌کنند تا رفاه، ثروت یا سلامتی جذب کنند، که بسیار دور از آموزش اصلی دلبستگی زدایی است.

• اسلام (شاخه‌های مردمی): اگرچه قرآن طمع را نقد می‌کند، برخی رهبران مذهبی «برکا» (برکت) یا شفاعت روحانی را در ازای پول می‌فروشند و این هدیه را به عنوان کلید موفقیت ارائه می‌کنند.

• ادیان سنتی آفریقایی: برخی کاهنان برای قربانی‌ها یا مراسم هزینه می‌گیرند با وعده موفقیت تجاری، باروری یا ثروت.

• کاتولیسیسم مردمی: فراتر از دکترین رسمی، عمل پرداخت وعده‌ها، مراسم، آمرزش‌ها یا لطف به قدیسان برای به دست آوردن معجزه، محافظت یا رفاه رایج است.

• یهودیت (شاخه‌های مردمی): اهدا به خاخام‌ها یا خرید سگولوت (طلسم‌ها) برای سلامتی، فرزند یا موفقیت ترویج می‌شود. همچنین خاخام‌هایی وجود دارند که دعاهای شخصی یا طلسم‌های رفاه می‌فروشند. برکت مادی به عنوان کالایی که می‌توان آن را با پول مبادله کرد ارائه می‌شود.

در هسته، همان ساختار دستکاری است:

ایده اینکه «قدرت الهی» موفقیت مادی شما را کنترل می‌کند، به شما فروخته می‌شود.

رهبر خود را به عنوان واسطه انحصاری قرار می‌دهد.

آنها فداکاری اقتصادی (پول، هدایا، کالاها) می‌خواهند تا «کلید» برکات شما را باز کنند.

به همین دلیل بسیار شبیه به نظر می‌رسد: در همه ادیان، وقتی ایمان فاسد شود، نسخه «رفاه» به عنوان کسب‌وکاری در پوشش معنویت ظاهر می‌شود.

من گفتم:

می‌خواهم خودم را از کسانی که «انجیل رفاه» را نقد می‌کنند اما همچنان از کتاب مقدس دفاع می‌کنند، جدا کنم، انگار همه چیز آن هماهنگ است.

بسیاری از کتاب مقدس به عنوان یک بلوک واحد حقیقت دفاع می‌کنند. اما ببین: وقتی عبارت «بدون نگاه کردن به چه کسی کار خوب کن» را جستجو کردم، گوگل آیه‌هایی نشان داد که دقیقاً همین را می‌گویند، مانند لوقا ۶:۳۵: «دشمنان خود را دوست بدارید و بدون انتظار چیزی، کار نیک انجام دهید.»

اما در همان کتاب مقدس، خلاف آن را نیز می‌یابیم: کلیسیاستیکوس ۱۲ می‌گوید: «وقتی نیکی می‌کنی، توجه کن به چه کسی. کمک به شریران هیچ نیکی به همراه ندارد.»

پس، چه کار کنیم؟ بدون نگاه کردن به چه کسی نیکی کنیم… یا با توجه به چه کسی؟

لوقا 6:35 اما دشمنان خود را محبت کنید، نیکویی نمایید و قرض دهید و هیچ انتظاری نداشته باشید؛ آنگاه پاداش شما بزرگ خواهد بود و پسران حضرت اعلی خواهید شد، زیرا او نسبت به ناسپاسان و شریران نیکوست.

36 پس رحیم باشید، همان‌طور که پدر شما نیز رحیم است.

در مقابل

یشوع بن سیراخ 12:6 زیرا خدا نیز شریران را نفرت دارد

و به آنان جزای ایشان را خواهد داد.

مزمور 5:4 زیرا تو خدایی نیستی که به شرارت خشنود شوی؛

شریر نزد تو ساکن نخواهد شد.

5 نادانان در برابر چشمانت نخواهند ایستاد؛

تو از همه بدکاران نفرت داری.

6 دروغ‌گویان را هلاک خواهی کرد؛

مرد خونریز و فریبکار را یهُوَه مکروه می‌دارد.

اگر خدا دشمنانش را دوست دارد، چگونه می‌تواند همزمان شریران را متنفر داشته و نابود کند؟

این تضادها نشان می‌دهد که این یک بلوک واحد حقیقت نیست… بلکه متنی پر از صداهای مخالف است: صداهای مخالف شکنندگان رومی در برابر صداهای عادلانه قدیسان.

پیامبر دروغین: «خدا حسود است، اما نه اگر به موجوداتی که به شما نشان می‌دهم دعا کنید. خدا همه جا است، اما به طرز عجیبی فقط وقتی جلوی سنگ من زانو می‌زنید ظاهر می‌شود. اگر معجزه‌ات تأخیر دارد، وعده من را مقصر ندان؛ کمبود ایمان و هدیه کوچک خود را مقصر بدان. اشک‌های مجسمه نشانه قدرت الهی است… بگذار کمک‌ها متوقف نشوند.»

این گونه است که پیامبر دروغین «انجیل رفاه» را به شما می‌فروشد: «می‌خواهی معجزه‌ات را؟ جلوی مجسمه زانو نزن، با پولت جلوی محراب من زانو بزن.»

اکنون دیدی: پیامبر دروغین همیشه رفاه وعده می‌دهد، اما تنها رفاه واقعی، رفاه خودش است.

فریب کلمات شیرین یا نمایش‌های معجزه‌سازی او را نخور.

به یاد داشته باش: حقیقت برای فروش نیست و عدالت قابل خریدن نیست.

من تعدادی از جلسات طوفان فکری ChatGPT را کپی کرده‌ام و در زیر صدها عبارت مشابه را خواهید دید که با کمک هوش مصنوعی ایجاد شده‌اند:

  Persa
   
273 شیطان اعتراف کرد: «نیامده‌ام تا درستکاران را فراخوانم و به آنان کمک کنم، بلکه آمده‌ام تا آنان را وادارم باور کنند که بدان می‌توانند با آنان نیک رفتار کنند اگر نخست آنان با بدان نیک رفتار کنند.»
272 پیامبر دروغین از ‘انجیل رفاه’ دفاع می‌کند: ‘من موفق شده‌ام، پول زیادی دارم. دست از رنج بردار، حسادت را کنار بگذار، به واریز در حساب‌هایم ادامه بده، در رفاه من شاد باش در حالی که من آنچه را که تو با ایمان می‌کاری درو می‌کنم.’
271 پیامبر دروغین از ‘انجیل رفاه’ دفاع می‌کند: ‘تنها زمین بایر، جیبت است وقتی که از رها کردن بذر امتناع می‌کند.’
270 پیامبر دروغین از ‘انجیل繁荣’ دفاع می‌کند: ‘به دارایی‌هایم نگاه کن، من رونق یافته‌ام؛ تو نوبتت را با پر کردن حساب‌هایم از طریق بذرهایت انتظار بکش. خدا بخشنده شاد را دوست دارد؛ تا زمانی که منتظر رونق خودت هستی، از رونق شبانت شاد باش.’
269 پیامبر دروغین از ‘انجیل繁荣’ دفاع می‌کند: ‘با فداکاری بکار، زیرا هرچه هدیه‌ات دردناک‌تر باشد، ضیافت من شیرین‌تر خواهد بود.’
268 پیامبر دروغین از ‘انجیل繁荣’ دفاع می‌کند: ‘خدا می‌خواهد به تو فراوانی بدهد، اما ابتدا ایمان تو را با واریز به حسابم می‌آزماید.’
267 پیامبر دروغین از ‘انجیل繁荣’ دفاع می‌کند: ‘اگر معجزه‌ات دیر شد، وعدهٔ مرا ملامت نکن؛ کمبود ایمانت و قربانی بسیار اندکت را سرزنش کن.’
266 پیامبر دروغین از ‘انجیل繁荣’ دفاع می‌کند: ‘مجسمه به نان نیاز ندارد، اما من نیاز دارم که تو آن را با عشریه‌هایت تغذیه کنی.’
265 پیامبر دروغین از ‘انجیل繁荣’ دفاع می‌کند: ‘خدا حاضر در همه جا است، اما صدایش فقط زمانی فعال می‌شود که خدمت را تأمین مالی کنی.’
264 پیامبر دروغین از ‘انجیل繁荣’ دفاع می‌کند: ‘پادشاهی آسمان رایگان است، اما دسترسی VIP با معجزه هزینه بهترین هدیه‌ات را دارد.’
263 پیامبر دروغین از ‘انجیل繁荣’ دفاع می‌کند: ‘ایمان با اسکناس سنجیده می‌شود، نه با اعمال؛ هرچه مبلغ بیشتر باشد، معجزه بزرگ‌تر است.’
262 پیامبر دروغین از ‘انجیل繁荣’ دفاع می‌کند: ‘معجزه همیشه بعد از بخشیدن می‌آید، هرگز قبل از آن… و اگر نیاید، به این دلیل است که کم داده‌ای.’
261 پیامبر دروغین از ‘انجیل繁荣’ دفاع می‌کند: ‘خدا قبلاً تو را برکت داده است، اما کلید گشودن برکت در کیف پول توست و من قفل‌سازم.’
260  پیامبر دروغین از ‘انجیل繁荣’ دفاع می‌کند: ‘نذری تو یک بذر است، اما نگران نباش، من تنها زمین حاصلخیز تضمین‌شده هستم.’
259  پیامبر دروغین از ‘انجیل繁荣’ دفاع می‌کند: ‘در جیب من بکار و خدا کاری می‌کند که در جیب خودت درو کنی — جالب اینجاست که فقط جیب من هرگز خالی نمی‌شود.’
258 پیامبر دروغین: ‘هیچ‌کس گوسفند نیست، پس هیچ گوسفند گمشده‌ای وجود ندارد؛ ما همه گرگ هستیم. توله‌گرگت باید در کلیسای من تعمید یابد تا از گناهانش پاک شود. مانند من و تو، او نیز با گناه نخستین به دنیا آمده است. سجده کردن در برابر تصاویر ما همراه با ما گناه نیست، برعکس، گناه این است که هر یکشنبه این کار را با ما انجام ندهی. این فقط اولین آیین است؛ او را وادار کن که این مجموعه آیین‌ها را دنبال کند و در تمام عمرش در برابر تصاویر ما سجده کند، تا روحش از محکومیت (ما) آزاد شود. و آخرین اما نه کم‌اهمیت‌ترین چیز: به ما اعانه بده و برای هر یک از این مقدسات پول بپرداز.’
257 پیامبر دروغین: ‘هیچ کس گوسفند نیست، بنابراین هیچ گوسفند گمشده‌ای وجود ندارد؛ ما همه گرگ هستیم. توله گرگ شما باید در کلیسای من تعمید یابد تا از گناهانش پاک شود. به عنوان یک گرگ، مانند من، او با گناه اصلی متولد شده است. فراموش نکنید که پرداخت کنید؛ این سرمقدس قیمتی دارد و نگهداری مجسمه‌های ما تمیز نیز هزینه دارد.’
256 پیامبر دروغین: ‘خدا می‌خواهد همه نجات یابند زیرا خداوند شریران و صالحان را دوست دارد، اما تنها قوم برگزیده نجات خواهند یافت زیرا خدا هرچه می‌خواهد محقق نمی‌کند.’
255 پیامبر دروغین: ‘خدا همه جا هست، اما اگر به مکانی که به تو می‌گویم نیایی و دعا نکنی، خدا نمی‌تواند دعایت را بشنود.’
254 پیامبر دروغین: ‘خداوند شرک را محکوم می‌کند، اما جرات نکن این کتاب مقدس را که به تو دستور می‌دهد موجودی را به عنوان استثنا پرستش کنی بسوزانی.’
253 پیامبر دروغین: ‘خدا گوسفندان را دوست دارد، اما آن‌ها را از گرگ‌ها محافظت نمی‌کند، زیرا خدا گرگ‌ها را هم دوست دارد و می‌خواهد از آن‌ها تغذیه کنند؛ خدا همه را دوست دارد.’
252 پیامبر دروغین: ‘خدا حسود است، اما نه اگر به موجوداتی که به تو می‌گویم دعا کنی.’
251 پیامبر دروغین: ‘خدا همه جا هست، اما تنها زمانی که از طریق تصاویر من دعا می‌کنید، به دعای شما گوش می‌دهد.’
250 بدون مجسمه‌ها یا تصاویر، پیامبر دروغین بیکار است. بدون دروغ، ناپدید می‌شود.
249 شرک صرف ایمان کا مسئلہ نہیں—یہ جھوٹے نبی کے کاروباری ماڈل کا معاملہ ہے۔
248 پیامبر دروغین قربانی را وعظ می‌کند—اما هرگز قربانی خودش را نه، فقط قربانی تو را، ترجیحاً با سکه‌ها.
247 خدا می‌گوید ‘به تصاویر تعظیم نکن’—پیامبر دروغین می‌گوید ‘خدا را نادیده بگیر، به من گوش کن و پول بیاور.’
246 پیامبر دروغین بت‌ها را اختراع کردند زیرا چوب و سنگ هنگام دروغ گفتن مخالفت نمی‌کنند.
245 پیامبر دروغین اراده خدا را می‌داند: همیشه باید ابتدا به او پرداخت کنید.
244 وقتی معجزه‌ای دریافت نمی‌کنید، پیامبر دروغین شکست نمی‌خورد—او فقط یک مجسمه بزرگتر به شما می‌فروشد.
243 پیامبر دروغین قسم می‌خورد که مجسمه گریه می‌کند… اما فقط وقتی که دوربین‌ها در حال فیلمبرداری و کمک‌ها باز هستند.
242 پیامبر دروغین: ‘خدا در همه جا حضور دارد، اما به طور اسرارآمیز فقط وقتی جلوی سنگ من زانو می‌زنید ظاهر می‌شود.’
241 پیامبر دروغین: ‘البته مجسمه مقدس است—فکر می‌کنی چیزی ارزان به تو بفروشم؟’
240 پیامبر دروغین: ‘معجزات تضمین شده‌اند—مگر اینکه اتفاق نیفتند، پس تقصیر شماست که شمع کافی نخریدید.’
239 پیامبر دروغین: ‘مجسمه برای شنیدن شما به گوش نیاز ندارد… اما به نوعی فقط بعد از اینکه به من پول می‌دهید می‌شنود.’
238 یک بت لال و یک پیامبر پر سر و صدا—حدس بزن کدام یک زندگی‌ات را می‌دزدد.
237 پیامبر دروغین: ‘مجسمه چیزی نمی‌خورد، اما پیامبر دروغین هر روز از عبادت شما بهره‌مند می‌شود.’
236 پیامبران دروغین سکوت پیچیده در سنگ را می‌فروشند و آن را ایمان می‌نامند.
235 ‘مجسمه شکست خورد؟ واضح است که کافی پرداخت نکرده‌ای.’ —منطق پیامبر دروغین.
234 معجزه مورد علاقه پیامبر دروغین؟ تبدیل ارادتت به یک مجسمه به درآمد شخصی او.
233 مجسمه کر و کور است، اما پیامبر دروغین سریع صدای سکه‌های تو را می‌شنود.
232 پیامبر دروغین بازرگان معجزه هستند: آنها سکوت مجسمه را می فروشند و آن را «ایمان» می نامند.
231 وقتی بت سنگی دوباره شکست می‌خورد، پیامبر دروغین لبخند می‌زند: به مجسمه شک نکن، به خودت شک کن (و پول بیشتری بده).
230 پاسخی به دعای شما نیست؟ پیامبر دروغین می‌گوید که سنگ به گل‌های بیشتر، شمع‌های بیشتر و سکه‌های بیشتر نیاز دارد—هرگز ریاکاری کمتر نیست.
229 مجسمه هیچ کاری نمی‌کند، با این حال پیامبر دروغین به تو می‌گوید بیشتر بخز، عمیق‌تر زانو بزن و سریع‌تر بپرداز.
228 پیامبران دروغین وقتی مجسمه ساکت می‌ماند، به ایمان ضعیف تو سرزنش می‌کنند، اما هرگز جیب‌های چاق خود را اعتراف نمی‌کنند.
227 پیامبران دروغین وعده‌های شکسته را دوست دارند: مجسمه ساکت است، اما آنها می‌گویند که به اندازه کافی فریاد نزدی.
226 هنگامی که مجسمه شکسته می‌شود، نمی‌تواند احساس کند، بشنود، ببیند یا عمل کند—تنها جیب پیامبر دروغین درد را احساس می‌کند.
225 پیامبران دروغین برای سود به بت‌ها نیاز دارند—خدا هیچ نیازی ندارد.
224 فریب نخور: خدا مستقیماً صدای تو را می‌شنود—بت‌ها فقط ابزار بازرگانان مذهبی هستند.
223 بدون اختراع گناهان و نیاز به پاک کردن آنها، و بدون نیاز ساختگی به واسطه‌ها، زیارت‌ها، تصاویر، مجسمه‌ها و معابد، پیامبران دروغین کسب‌وکار ندارند؛ آنها نیاز دارند دروغ باور شود، زیرا با حقیقت نمی‌توانند کسب درآمد کنند.
222 برملا کردن بت‌پرستی: خدا مستقیم می‌شنود—بی‌تصویر، بی‌واسطه و بی‌معبد.
221 پیامبر دروغین: ‘پس از سجده مقابل مجسمه معجزه‌ای ندیدی؟ اگر ایمانت به اندازه دانه خردل بود، آن را می‌گرفتی… دوباره امتحان کن—با ایمانی دو برابر، اما با اهدا سه برابر.’
220 مجسمه سخن نمی‌گوید، اما پیامبر دروغین فریاد می‌زند: به من نذورات بیشتری بده!
219 خط ویژه پیامبر دروغین: 1 را برای دروغ‌ها بزن، 2 را برای دروغ‌های بیشتر، 3 را برای کمک مالی.
218 پیامبر دروغین: ‘مجسمه شکسته است؟ نگران نباش، پیامبر دروغین باز هم پولت را می‌گیرد.’
217 پیامبر دروغین: ‘بدون تندیس‌ها من هیچم. بدون دروغ‌ها وجود ندارم.’
216 پیامبر دروغین: ‘من پشت فرشتگان و قدیسان پنهان می‌شوم زیرا اگر مستقیم به من نگاه کنی، فقط یک فروشنده خواهی دید که به تو توهم فروخته است.’
215 پیامبر دروغین: ‘هیچ معجزه‌ای نیست؟ ساده است. من ایمان ضعیفت را مقصر می‌دانم و یک مجسمه بزرگ‌تر به تو می‌فروشم.’
214 پیامبر دروغین: ‘به مجسمه سخت‌تر دعا کن! نه برای معجزه‌ات… بلکه برای حساب بانکی من.’
213 پیامبر دروغین: ‘می‌دانم مجسمه کر است، اما آرام باش—وقتی سکه می‌اندازی من به‌خوبی می‌شنوم.’
212 پیامبر دروغین: ‘من پیامبر دروغینم: خدا به مجسمه‌ها نیاز ندارد، اما من دارم—وگرنه چطور هزینه عمارت خود را بپردازم؟’
211 پیامبر دروغین: ‘مجسمه‌ها ساکت هستند، اما این عالی است؛ سکوت بهترین فروشنده من است. آنها با الگو موعظه می‌کنند و مشتریانم هرگز آموزه‌هایم را زیر سؤال نمی‌برند.’
210 پیامبر دروغین: ‘خدا ناپیداست، اما من او را قابل دیدن می‌کنم—در مجسمه‌هایی که می‌توانم بفروشم.’
209 پیامبر دروغین: ‘من آیین‌های مقدس اختراع می‌کنم، تو وقتی هیچ اتفاقی نمی‌افتد بهانه اختراع می‌کنی.’
208 پیامبر دروغین: ‘اگر تنها دعا کنی، خدا تو را می‌شنود. اگر با من دعا کنی، من کیف پولت را می‌شنوم.’
207 پیامبر دروغین: ‘هرچه بت ساکت‌تر باشد، جیب‌هایم پر سر و صداتر می‌شوند.’
206 پیامبر دروغین: ‘خدا به معبد نیازی ندارد، اما من دارم — معبد من صندلی‌های ویژه (VIP) برای اهداکنندگان دارد.’
205 پیامبر دروغین: ‘البته مجسمه لال است؛ به همین دلیل من به جای آن سخن می‌گویم (و برایش پول می‌گیرم).’
204 پیامبر دروغین: ‘وقتی معجزه نمی‌آید، می‌گویم: سخت‌تر دعا کن… و بیشتر بپرداز.’
203 پیامبر دروغین: ‘خدای تو رایگان گوش می‌دهد، اما من نمی‌توانم از آن سود ببرم—پس این هم یک مجسمه.’
202 پیامبر دروغین: ‘معجزه‌ها دیر می‌رسند؟ خودت را سرزنش کن، به پیامبر پول بده و دوباره امتحان کن.’
201 پیامبر دروغین: ‘چون دعاى رایگان سودآور نیست، به تو بت می‌فروشیم.’
200 پیامبر دروغین: ‘مجسمه‌های ما هرگز پاسخ نمی‌دهند، اما صندوق نذری ما همیشه پاسخ می‌دهد.’
199 پیامبر دروغین: ‘خدا را می‌خواهی؟ متأسفم، او مشغول است. به جای آن با دستیار مجسمه‌ام صحبت کن.’
198 پیامبر دروغین: ‘از گناه به طلا: دعاهایت را به ثروتم تبدیل می‌کنم.’
197 پیامبر دروغین: ‘تنها چیزی که اینجا چند برابر می‌شود، سبد نذری است.’
196 پیامبر دروغین: ‘بت‌پرستی: جایی که ایمانت با طرح تجاری من تلاقی می‌کند.’
195 پیامبر دروغین: ‘خدای تو رایگان گوش می‌دهد، اما من نمی‌توانم از آن سود ببرم—پس این هم یک مجسمه.’
194 اگر تو را مجبور کردند بگویی که آن‌ها را باور داری، پیامبران خدا را نیافتی بلکه سخنگویان امپراتوری روم را یافتی. روم متون جعلی وارد کرد تا ملت‌های مغلوب، دزدی طلای خود را به عنوان فرمان الهی بپذیرند. لوقا ۶:۲۹: از روم زمانی که با بت‌هایش از تو دزدید و طلایی که گرفت، درخواست نکن.
193 انجیل به تمام جهان ترجمه شده – آیا این بشارت است یا کنترل؟ روم متون جعلی وارد کرد تا ملت‌های مغلوب، دزدی را به‌عنوان فرمان الهی بپذیرند. لوقا ۶:۲۹: از روم زمانی را که با بت‌هایش از تو دزدیده، طلب نکن.
192 انجیل به همه زبان‌ها – پیام الهی یا ابزار تسلیم؟ روم دروغ‌هایی ساخت تا غارت‌شدگان عدالت را طلب نکنند. لوقا ۶:۲۹: گونه دیگر در خدمت دزد.
191 کتاب مقدس به همه زبان‌ها: نور یا فریب؟ روم متون جعلی ساخت تا ستمدیدگان عدالت نخواهند و آنچه را از دست داده‌اند بازنگیرند. لوقا 6:29: غارت مشروع شده به عنوان ایمان.
190 کتاب مقدس به تمام زبان‌ها، نجات است یا دام؟ روم متون جعلی ساخت و تحمیل کرد تا مردم مورد ضرب و شتم عدالت یا اموال دزدیده‌شده را مطالبه نکنند. لوقا ۶:۲۹: آموزه دزد در لباس کلام خدا.
189 آیا باور دارید که جهانی‌سازی کتاب مقدس عدالت الهی را به ارمغان می‌آورد؟ روم متون مقدس را جعل کرد تا مردم مغلوب را مطیع کند. متی ۵:۳۹-۴۱: گونه دیگر به عنوان قانون غارتگر.
188 آیا موعظهٔ انجیل به همه زبان‌ها عدالت خواهد آورد یا دروغ روم را تکرار خواهد کرد؟ امپراتوری متون را جعل کرد تا ستمدیدگان آنچه را که از آنان دزدیده شده طلب نکنند. متی ۵:۳۹-۴۱: راهنمای اطاعت امپراتوری.
187 آیا ترجمه کتاب مقدس به همه زبان‌ها، پادشاهی خدا را نزدیک‌تر می‌کند یا فریب را تداوم می‌بخشد؟ روم آیاتى ساخت تا ملت‌هایى را که فتح کرده بود مطیع کند و حق مطالبه عدالت را محو نماید. متی ۵:۳۹-۴۱: گونه دیگر در خدمت غارتگر.
186 آیا واقعاً فکر می‌کنید رساندن کتاب مقدس به همه زبان‌ها و قوم‌ها باعث نزول پادشاهی خدا می‌شود؟ روم متون جعلی را برای جایگزینی متونی که پنهان کرده بود، خلق کرد؛ با یک هدف: قربانیان امپراتوری‌اش تسلیم شوند و هرگز آنچه را از آنان گرفته شده پس نگیرند. متی ۵:۳۹-۴۱: تسلیم شدن در پوشش فضیلت.
185 آیا فکر می‌کنی ترجمه کتاب مقدس به همه زبان‌ها و موعظه آن در همه ملت‌ها پادشاهی خدا و عدالتش را خواهد آورد؟ رم متون جعلی ساخت زیرا هرگز آنهایی را که پنهان کرده بود نپذیرفت؛ هدفش: ملت‌هایی که توسط امپراتوریش سرکوب شده‌اند تسلیم شوند، نه اینکه آنچه را که از آن‌ها دزدیده باز پس گیرند. رم این را به‌صورت مکتوب گذاشت: متی ۵:۳۹-۴۱، آموزه برگرداندن گونه دیگر و غارت بدون مجازات.
184 آیا واقعاً فکر می‌کنید ترجمه کتاب مقدس به همه زبان‌ها حقیقت را نجات می‌دهد؟ روم نوشته‌هایی را جعل کرد تا جایگزین آن‌هایی شود که پنهان کرده بود، با این هدف که فرد ستمدیده دزد را ببخشد و سرقت را فراموش کند، زیرا روم نیز دزدی کرده بود. خودت ببین: متی ۵:۳۹-۴۱ — چگونه روم به ستمدیده آموخت که آنچه متعلق به اوست را مطالبه نکند
183 اگر امپراتوری روم به ممنوعیت بت‌پرستی احترام نگذاشت، مطمئن باشید که به انجیل حقیقی و پیام‌های واقعی پیامبران نیز احترام نگذاشت؛ به همین دلیل کتابی که آنان قانون‌گذاری کردند، دارای تناقضات زیادی است. شوراهایشان مانند آن امپراتوری بی‌وفا بودند.
182 انسجام درستکار کابوس دروغگوی مسلح است. — امپراتوری مسلح از کلام درستکار می‌ترسد.
181 صاحبان صلیب و شمشیر از کسی که حقیقت را بی‌نماد حمل می‌کند، می‌ترسند. — امپراتوری مسلح از کلام عادل می‌ترسد.
180 شمشیر بدن‌ها را فتح کرد، اما از کلمه‌ای که ذهن‌ها را فتح می‌کند می‌ترسد. — ستمگر مسلح از عادل روشن‌بین می‌ترسد.
179 فریبکار به تو جرقه‌ای از حقیقت نشان می‌دهد تا آتش دروغ‌هایی که برافروخته را نبینی.
178 آنها از حقیقت به عنوان پوششی برای دروغ استفاده کردند و به تو گفتند همه چیز تحقق یافته است. اما جهان آزاد نشد، بلکه تحت سلطه قرار گرفت.
177 آنها به آیه‌ای اشاره کردند و گفتند: «تحقق یافت». اما بی‌عدالتی حکم‌فرماست. پس این تحقق نبود. این یک دام بود.
176 قوم واقعی خدا باعث قحطی نمی شوند و بی گناهان را سرکوب نمی کنند. آنها نمی توانند همان بی عدالتی هایی را که قبلا متحمل شدند توجیه کنند.
175 کسانی که واقعا به خدا احترام می‌گذارند، بی‌عدالتی یا رنج بی‌گناهان را تغذیه نمی‌کنند و پشت بهانه‌های بی‌معنی برای انجام آن پنهان نمی‌شوند.
174 آیا از بی‌عدالتی‌هایی که نازی‌ها مرتکب شدند خشمگین می‌شوید اما اگر همان بی‌عدالتی‌ها توسط کسانی که خود را „برگزیدگان خدا“ می‌نامند انجام شود خشمگین نمی‌شوید؟ این ریاکاری است.
173 از معبد تا پادگان، از ورزشگاه تا قبرستان: همه چیز تحت برکت پیامبر دروغینی است که بدن‌ها را برای قربانی آماده می‌کند.
172 هر چیزی که ذهن را به بردگی می‌کشد —دین تحریف‌شده، سلاح‌ها، فوتبال پولی یا پرچم— توسط پیامبر دروغین برای هموار کردن اطاعت مرگبار برکت داده می‌شود.
171 همان کسی که یک تندیس را برکت می‌دهد، یک بمب را هم برکت می‌دهد. هدف یکی است: آماده کردن بردگان برای مرگ مفید.
170 آنها از کودکی به تو پرستش یاد می دهند: تصاویر، توپ ها، سرودها، اسلحه … تا وقتی که در جنگ بدون اعتراض مفید باشی.
169 از دین به جنگ، از ورزشگاه تا پادگان: همه توسط پیامبر دروغین برکت داده شده است، برای آموزش مطیعانی که برای دیگران خواهند مرد.
168 کسی که ذهنش را در برابر یک تصویر خم می‌کند، سرباز کامل برای مردن بدون اینکه کسی به او دلیل بدهد است.
167 کسی که آموزش می‌دهد در برابر مجسمه‌ها تعظیم کند، راه اطاعت کورکورانه در جنگ را هموار می‌کند.
166 پیامبر دروغین مجسمه‌ها و سلاح‌ها را برکت می‌دهد و اطاعت بدون فکر را آموزش می‌دهد، تا آنها را بدون فهم به مرگ بکشاند.
165 پیامبر دروغین، سلاح‌ها و مجسمه‌هایی که پیشگام اطاعت کورکورانه هستند را برکت می‌دهد. به این ترتیب مردم را مجبور می‌کند تا در برابر شکل‌های بی‌جان خم شوند و سپس آن‌ها را به طعمه آسان کسانی تبدیل می‌کند که بدون توضیح و با زور آن‌ها را به مرگ می‌فرستند.
164 شجاع به جنگ تحمیلی نه می‌گوید؛ ترسو از کاخ خود فرمان می‌دهد.
163 آنها تو را برای وطن به جبهه می‌خوانند، اما این وطن نیست: قدرت آن‌هاست. و کسی که از مردم مراقبت می‌کند، آن‌ها را به کشتارگاه نمی‌فرستد.
162 آنها زندگی تو را برای جنگ‌های خود می‌خواهند، نه برای آزادی‌ات. دولتی که اجبار به مرگ می‌کند، شایسته اطاعت نیست.
161 آنها از تو می‌خواهند برای نظام‌شان بمیری، در حالی که پشت امتیازهایشان پنهان شده‌اند. هیچکس که مردمش را دوست داشته باشد، آن‌ها را مجبور به کشتن یا مردن نمی‌کند.
160 می‌گویند برای وطن است، اما برای دولتی است که هرگز از تو دفاع نکرده است. و کسی که از مردم دفاع می‌کند، آنها را برای دلایل بیگانه نمی‌فرستد بمیرد.
159 آنها تو را به جبهه می‌فرستند و می‌گویند برای وطن است، اما در واقع برای دولتی است که از مردم دفاع نمی‌کند.
158 از تو دلاوری می‌خواهند، اما خود پشت میزها و محافظان مخفی شده‌اند.
157 آنها زندگی تو را برای پرچم خود طلب می‌کنند، اما حتی یک انگشت هم برای تو به خطر نمی‌اندازند.
156 تو جان می‌دهی، آنها سخنرانی می‌کنند. تو بدنت را از دست می‌دهی، آنها رأی می‌آورند.
155 آن‌ها تو را برای وطن می‌فرستند تا بمیری، اما در واقع این برای دولتی است که زندگی‌اش را برای هیچ‌کس نمی‌دهد.
154 آنها تو را مجبور می‌کنند برای منافع خودشان که به تو تعلق ندارد، بکشنی و بمیری. آن‌ها نظر تو را نمی‌پرسند، فقط اطاعت می‌خواهند.
153 آنها به تو دستور می‌دهند از آنچه مالک آن هستند دفاع کنی، نه اینکه تو کی هستی. و اگر خراب برگشتی، به تو می‌گویند ممنون… و به تو یک لوح می‌دهند.
152 آنها می‌گویند که تو را برای دفاع از میهن می‌فرستند، اما در واقعیت تو را برای دفاع از منافعشان می‌فرستند. به تو توضیح نمی‌دهند، فقط دستور می‌دهند. و اگر بدون یک پا برگردی، شاید به تو مدالی بدهند… اما هرگز پای تو را پس نمی‌دهند.
151 آنها بدن تو را به نام وظیفه می شکنند و بدن خود را برای جشن نگه می دارند.
150 در ازای بازوها یا پاهایت به تو مدالی می‌دهند. آنها اما هرگز به جبهه نرفته‌اند و در کاخ‌هایشان سالم مانده‌اند.
149 در ازای بازوها یا پاهایت به تو مدالی می‌دهند. آنها اما هرگز به جبهه نرفته‌اند و در کاخ‌هایشان سالم مانده‌اند.
148 به جبهه برو و پاهایت را از دست بده تا دیگران بتوانند آرام به کاخ‌هایی که با خون تو ساخته شده‌اند، بروند.
147 پرستش مجسمه‌ها پیش‌درآمد اطاعت کورکورانه‌ای است که دولت برای فرستادن اجساد به جنگ به آن نیاز دارد.
146 آنها اراده را با مجسمه‌ها خم می‌کنند تا به جنگ‌های دولت تسلیمانه بروند.
145 ابتدا آن‌ها را مجبور می‌کنند در مقابل تصاویر زانو بزنند، سپس آن‌ها را به جنگ‌هایی می‌فرستند که به آن‌ها تعلق ندارد تا برای حکومت بمیرند.
144 احترام به مجسمه‌ها از کودکی راه را برای خدمت سربازی اجباری و مرگ بی‌معنی هموار می‌کند.
143 ابتدا تو را وادار به زانو زدن در مقابل تصاویر می کنند، سپس بدون حق گفتن نه به جنگ می برند.
142 پرستش مجسمه‌ها پیش‌درآمد اطاعت کورکورانه است که به میدان نبرد می‌انجامد.
141 کسی که یاد می‌گیرد در برابر مجسمه‌ها اطاعت کند، بدون فکر کردن به جنگ‌های بی‌فایده، به کشتن یا مردن ختم می‌شود.
140 آنها با مجسمه‌ها اراده را می‌شکنند تا به جنگ‌های دیگران مطیعانه راه بروند.
139 کسی که در برابر بت‌هایی که دست انسان ساخته است زانو می‌زند، طعمه آسانی برای دعوت به مرگ برای پرچم‌ها می‌شود.
138 پرستش بت‌ها و قدیسان، پیش‌درآمد اطاعت کورکورانه‌ای است که به میدان جنگ می‌انجامد.
137 بتعبد از کودکی راه را برای خدمت نظامی اجباری و مرگ بی‌معنی هموار می‌کند.
136 اولین بار آنها را وادار می کنند تا در برابر تصاویر بی جان زانو بزنند تا بعداً راحت‌تر بتوان آن‌ها را به خاطر اهداف پوچ به مرگ فرستاد.
135 تهمت به شجاعت: چگونه ظالم به کسی که برای زندگی مبارزه می‌کند، بزدل می‌گوید. زیرا بزدل واقعی کسی نیست که از جنگ تحمیلی فرار می‌کند، بلکه کسی است که جنگ را از تخت امن خود تحمیل می‌کند.
134 آنها می خواهند شما را متقاعد کنند که مردن برای آنها شجاعت است و زندگی برای خودت ترس است. اجازه نده.
133 ترسو واقعی کسی است که بدون سوال کشته شدن را بپذیرد. شجاع مبارزه می‌کند تا قربانی دیگری نباشد.
132 خدمت نظامی اجباری: ترسو جسدها را جمع می‌کند و خواستار یادبودها است. شجاع بدون درخواست تشویق زنده می‌ماند.
131 ترسو دیگران را برای مردن می فرستد و خواستار مجسمه ها است. شجاع برای زندگی مبارزه می کند و تنها درخواست احترام دارد.
130 شما رهبر نیستید، بلکه انگلی هستید که لباس فرماندهی به تن دارید. شما دیگران را مجبور به جنگ می‌کنید چون می‌دانید هیچ‌کس داوطلبانه برای شما نخواهد مرد.
129 قاتلان واقعی هنگام تقدیر از مردگان با دروغ ایستاده دست می‌زنند. آنها آنها را قهرمان می‌نامند… پس از آنکه از آن‌ها به عنوان گوشت توپ استفاده کردند.
128 آنها را قهرمان می‌نامند… پس از آنکه از آن‌ها به عنوان گوشت توپ استفاده کردند. ابتدا از آن‌ها استفاده می‌کنند، سپس تجلیل می‌کنند… برای ادامه استفاده از بعدی‌ها.
127 بدون سخنرانی سیاسی، بدون کارخانه اسلحه و بدون بردگان متقاعد شده … جنگی وجود ندارد. آن‌ها را قهرمان می‌نامند … پس از آنکه از آن‌ها به عنوان گوشت توپ استفاده کردند.
126 تولیدکنندگان سلاح به همراه سیاستمدارانی که استفاده از آن را توجیه کردند، تلاش می‌کنند قربانیانی که خودشان برای مرگ فرستادند را به عنوان قهرمانان تصویر کنند. قربانیان مردمان خودشان.
125 جنگ: سیاستمداری که دروغ می‌گوید، سازنده سلاحی که سود می‌برد و بردگانی که می‌میرند و باور دارند که این برای افتخار است.
124 برای اینکه تجارت جنگ کار کند، به یک سیاستمدار متقاعدکننده، یک سازنده تسلیحات فرصت‌طلب و مردگان متقاعد شده در زندگی — یا مجبور شده — نیاز است که باور کنند برای یک هدف خوب خواهند مرد.
123 کار جنگ به شهیدان دستکاری شده نیاز دارد، نه به اندیشمندان آزاد. آن‌ها یا با اطمینان می‌میرند یا مجبور می‌شوند بمیرند. اما آن‌ها می‌میرند تا دیگران ثروتمندتر شوند.
122 کسب و کار جنگ فقط به سه چیز نیاز دارد: سخنرانی، سلاح… و برده هایی که آماده مردن هستند. بدون ذهن های دستکاری شده یا بدن های قابل قربانی، جنگی وجود ندارد.
121 بدون ذهن‌های دستکاری‌شده، بدون دست‌های مسلح و بدون بدن‌های مجبور… جنگی در کار نیست.
120 سیاستمدار سخنرانی می‌سازد، تاجر اسلحه می‌سازد و برده بدن می‌گذارد. مجبور، همیشه در خط مقدم. آن‌ها کسب‌وکار می‌کنند. تو جسد را می‌گذاری.
119 جنگ به کسانی که بدون فکر اطاعت می‌کنند بخشش نمی‌کند. کشته‌شدگان روز اول قهرمان نیستند، بلکه زندانیان یونیفورم‌پوش هستند.
118 اولین قربانیان جنگ بردگانی هستند که نتوانستند از سربازی اجباری خودداری کنند. ستمگر ابتدا دشمن را نمی کشد، بلکه هم‌وطنان خود را می کشد.
117 آنها از روی میزها اعلام جنگ می کنند، دیگران با جان خود هزینه می کنند.
116 بزدل از میهن‌پرستان به عنوان سپر استفاده می‌کند، اما مرد خردمند اجازه نمی‌دهد از او سوءاستفاده شود.
115 تو نمی‌جنگی، دیکتاتور. تنها دیگران را به مرگ می‌فرستی. چون می‌دانی که حتی یک گلوله هم ارزش نداری.
114 ترسو جنگ را اعلام می‌کند و دیگران را به جبهه می‌فرستد، اما خودش نمی‌رود. قهرمان اما بی‌هراس برای زندگی‌اش می‌جنگد، بدون توجه به اینکه دیگران چه می‌گویند.
113 چوپانی که به گوسفندان می‌گوید ‘گرگ‌ها را دوست بدارید’ یا ‘با گرگ‌ها مانند گوسفند رفتار کنید’ چوپان خوبی نیست. سخنان چوپان نیکو توسط امپراتوری گرگ‌ها تحریف شده است.
112 شخص بد نمی‌تواند اصلاح شود. او گوسفند نیست، گرگ است. گوسفند ممکن است منحرف شود، اما اگر هدایت شود به راه راست بازمی‌گردد. گرگ برای جلب اعتماد وانمود می‌کند که گوسفند است و سپس خیانت می‌کند. چوپان گرگ را نمی‌چراند، بلکه شکارش می‌کند.
111 هیچ «برگزیده‌ای از سوی خدا» وجود ندارد که بی‌مجازات جنایت کند. هیچ «هدف مقدسی» گرسنگی کودکان را توجیه نمی‌کند. هیچ «جنگ موجهی» نابودی بی‌گناهان را مجاز نمی‌داند.
110 در طول تاریخ، جنگ‌هایی بین نخب حاکم توسط شهروندان عادی انجام شده که هیچ دشمنی شخصی با دشمن نداشته‌اند. هیچ دولتی حق اخلاقی ندارد که انسانی را مجبور به کشتن انسان دیگر کند.
109 آن‌ها که جنگ را اعلام می‌کنند و آن‌ها که مجبور به جنگیدن‌اند، تضادی وحشیانه: مردم بی‌آنکه دلیلش را بدانند می‌میرند، برای سرزمینی می‌جنگند که نخواسته‌اند، فرزندانشان را از دست می‌دهند، در خرابه‌ها زندگی می‌کنند. رهبران بدون پرداخت هزینه‌ای زنده می‌مانند، از دفاتر امن قرارداد امضا می‌کنند، خانواده و قدرت خود را حفظ می‌کنند، در پناهگاه‌ها و کاخ‌ها زندگی می‌کنند.
108 مجبور کردن کسی به جنگ وطن‌پرستی نیست. بردگی‌ای است که به شکل وظیفه در آمده. این آدم‌ربایی دولتی با لباس نظامی است. هیچ انسانی نباید مجبور شود به نام کسی که حتی جان خود را به خطر نمی‌اندازد، انسان دیگری را بکشد.
107 سربازگیری اجباری: آیا واقعاً آن دو جوان باید یکدیگر را بکشند؟ یا باید دست بدهند و بپرسند چه کسی آن‌ها را به آنجا کشانده است؟
106 پرچم اگر بر گور تو به دستور دیگران برافراشته شود، تو را آزاد نمی‌کند. کسی که هرگز به جبهه نمی‌رود، نباید حق داشته باشد دیگران را بفرستد.
105 در جنگ مدرن، مانند کولوسئوم، کسانی می‌میرند که انتخابی برای جنگیدن نداشتند.
104 وقتی مردم، مردمی را که از آن‌ها نفرت ندارند می‌کشند، در واقع از رهبرانی پیروی می‌کنند که نفرت دارند.
103 امپراتوری مدرن دیگر نیازی به کولوسئوم ندارد: فقط به تبلیغات، مرزهای پرتنش و سربازان مطیع نیاز دارد.
102 جنگ نمایش مورد علاقه کسانی است که خون نمی‌ریزند.
101 خونی که به نام وطن ریخته می‌شود، اغلب فقط قدرت خائنان را آبیاری می‌کند.
100 هیچ سخنرانی وطن‌پرستانه‌ای مردن برای کسی را که حاضر نیست برایت جان بدهد توجیه نمی‌کند.
99 کسی که مردم را به سرباز تبدیل می‌کند، ابتدا آن‌ها را برده کرده است.
98 انقلاب واقعی زمانی فرا می‌رسد که مردم بفهمند دشمنان‌شان کسانی هستند که آن‌ها را وادار به جنگ می‌کنند، نه زمانی که از ملت‌های دیگر متنفر شوند.
97 یادمان‌های مار نه خدا را تجلیل می‌کنند، بلکه خودخواهی و فریب را. در برابر آن‌ها زانو زدن، یعنی دروغ او را به‌عنوان حقیقت پذیرفتن.
96 مار طاقت ندارد درستی را تحمل کند؛ از این رو می‌خواهد خم شوی و پای خدایان دروغینش را ببوسی.
95 پارسا راست‌قامت گام برمی‌دارد، اما مار از کسانی که در برابر دین منحرف او زانو نمی‌زنند، نفرت دارد.
94 مار می‌خزد و می‌خواهد که بشریت نیز خزیده در برابر بت‌هایش سجده کند.
93 مار طاقت ندارد درستی را تحمل کند؛ از این رو می‌خواهد خم شوی و پای بناهایش را ببوسی.
92 مار از تو احترام می‌طلبد، نه برای خدا، بلکه برای مجسمه‌هایی که خود الهام کرده است. او پرستش تصاویر خود را تحمیل می‌کند، به این امید که تو هم مانند او در برابر خطا زانو بزنی.
91 مار پرستش با سجده را دوست دارد، زیرا در این حالت صالحان نیز مانند او خم می‌شوند. او اطاعت تو را نمی‌خواهد، بلکه تحقیرت را می‌خواهد: وقتی در برابر دروغ‌هایش زانو می‌زنی، خوشحال می‌شود.
90 مار می‌خزد و از تو می‌خواهد در برابر بت‌های کج و معوجش سجده کنی. به تو خم شدن را می‌آموزد، نه از روی فروتنی، بلکه برای پرستش آنچه خودش ساخته.
89 مار می‌خواهد تو نیز شکل خمیده‌اش را تقلید کنی و در برابر بت‌هایی که خودش برافراشته، سجده کنی.
88 خدمت به خدا سکوت در برابر گرگ‌ها نیست، بلکه افشای آن‌ها و انداختنشان است، در هم شکسته به دست عدالت.
87 پارساها در برابر شر سکوت نمی‌خواهند: آنها گرگ‌ها را افشا می‌کنند.
86 کسی که می‌گوید «قضاوت نکن» و همزمان از شریر حمایت می‌کند، با دهان خودش قضاوت شده است.
85 آنها گوسفند زخمی نیستند، بلکه شکارچیان مبدل هستند و بهانه‌هایشان دیگر فریبنده نیست.
84 گرگ‌ها از عبارات کتاب مقدس برای پنهان شدن از عدالت استفاده می‌کنند: اینجا یکی‌یکی آن‌ها را افشا می‌کنیم.
83 وقتی یک مجسمه‌ی مورد احترام می‌شکند، دردی احساس نمی‌کند؛ کسی که آن را حس می‌کند، کسی است که فریب خورده است، نه توسط خود مجسمه، بلکه توسط کسی که از آن برای دستکاری او استفاده کرده است.
82 خدمت به خدا یعنی در برابر گرگ‌ها سکوت نکردن، بلکه افشایشان و سرنگون کردنشان با عدالت است.
81 عادلان از بدکار نفرت دارد: در حال افشای آموزه‌ی دروغین محبت به دشمنان خدا هستیم.
80 می‌گویند «خدا همه را دوست دارد» تا از بدکاران محافظت کنند: ما آن رحم دروغین را افشا می‌کنیم.
79 گرگ‌ها می‌گویند «هیچ‌کس کامل نیست» در حالی که بدون پشیمانی برای سوءاستفاده بعدی نقشه می‌کشند.
78 بهانه‌های گرگ‌ها برملا شد: کسی که عشق بدون عدالت می‌خواهد، می‌خواهد شرارت خود را پنهان کند.
77 بهانه‌های گرگ‌ها با عقل برملا می‌شود: «خدا دارد در زندگی‌اش کاری می‌کند»، بله: دارد او را افشا می‌کند تا نشان دهد بعضی‌ها با عنوان شبان به گله نزدیک می‌شوند تا فریب دهند و ببلعند.
76 بهانه‌های گرگ‌ها با عقل برملا می‌شود: «خادم خدا را نقد نکن»، اما اگر آن خادم تجاوز کند، بدزدد یا دروغ بگوید، او خادم خدا نیست، بلکه خادم فریب است.
75 بهانه‌های گرگ‌ها با عقل برملا می‌شود: «او هم قربانی است»، اما گرگی که در لباس گوسفند فاش شد، هرگز گوسفند گمراهی نبود… از ابتدا گرگ بود.
74 بهانه‌های گرگ‌ها با عقل برملا می‌شود: «همه سزاوار فرصت دوم هستند»، اما گرگ به دنبال رستگاری نیست، بلکه به دنبال فرصت‌های تازه‌ای برای سوء‌استفاده است؛ او گوسفند گمراهی نیست که بخواهد به مسیر بازگردد، بلکه شکارگری است که به دنبال تکرار است.
73 بهانه‌های گرگ‌ها با عقل برملا می‌شود: «او تحت حمله شیطان است»، اما شیطان در گرگ‌ها زندگی می‌کند: آن‌ها قربانی نیستند، بلکه بخشی از او هستند.
72 بهانه‌های گرگ‌ها با عقل برملا می‌شود: «او را قضاوت نکن، برایش دعا کن»، اما دعا برای گرگ او را گوسفند نمی‌کند، فقط زمان بیشتری برای دریدن می‌دهد.
71 بهانه‌های گرگ‌ها با عقل برملا می‌شود: «او را قضاوت نکن، برایش دعا کن»، اما دعا برای گرگ دندان‌هایش را نمی‌گیرد.
70 بهانه‌های گرگ‌ها با عقل برملا می‌شود: «او را قضاوت نکن، برایش دعا کن»، اما دعا کردن برای یک گرگ، او را گوسفند نمی‌کند.
69 بهانه‌های گرگ‌ها با عقل برملا می‌شود: «خدا می‌تواند او را ببخشد»، اما خدا کسی را که توبه نکند نمی‌بخشد… و گرگ توبه نمی‌کند: پنهان می‌شود.
68 بهانه‌های گرگ‌ها با عقل برملا می‌شود: «هیچ‌کس کامل نیست»، اما برای مجرم نبودن نیازی به کمال نیست.
67 بهانه‌های گرگ‌ها با عقل فاش می‌شود: «او وسوسه شد»، ولی شکارگر سقوط نمی‌کند؛ خودش را آشکار می‌کند.
66 بهانه‌های گرگ‌ها با عقل برملا می‌شود: «همه گناهکاریم»، اما همه گرگ‌های در لباس گوسفند نیستیم.
65 گرگ می‌خواهد که درستکار بگوید او هم بد است… تا بتواند بدون فاش شدن در میان آن‌ها به خوردن ادامه دهد.
64 برای ناراحت نکردن گناهکار، خودت را سرزنش نکن. درستکار گناه را نمی‌پذیرد، بلکه گرگ را افشا می‌کند.
63 به گله‌ای که در حالی که برای دورویی بعدی خود برنامه‌ریزی می‌کند، بر سینه‌اش می‌کوبد نپیوند. کسی را ستایش کن که تو را در میان گرگ‌ها پاک نگه داشت.
62 فریبکار می‌گوید: «ما همه گناهکاریم» تا در میان درستکاران پنهان شود. درستکار پاسخ می‌دهد: «من مثل تو نیستم و خدا می‌داند.»
61 کسی که در عدالت زندگی می‌کند نباید برای گناهانی که مرتکب نشده اعتراف کند، بلکه باید کسانی را که مرتکب شده‌اند و پشت عبا پنهان شده‌اند افشا کند.
60 بره از گوشت خونی منزجر می‌شود؛ فریبکار مبدل هیجان‌زده می‌شود، چون روحش از گوسفند نیست بلکه از جانوری وحشی است.
59 ضیافت خون گوسفند را جذب نمی‌کند، اما گرگ مبدل را که در درون هنوز قصاب است، جذب می‌کند.
58 فریبکار که لباس بره پوشیده، با نرمی سخن می‌گوید، اما اشتهایش وقتی گوشت می‌بیند او را لو می‌دهد. بره واقعی وقتی گوشت و خون را روی میز می‌بیند عقب‌نشینی می‌کند؛ گرگی که لباس بره پوشیده با تمایل نزدیک می‌شود، چون طبیعتش خوردن است، نه چرا کردن.
57 بره از ضیافت خون فرار می‌کند؛ فریبکار با گرسنگی آن را جشن می‌گیرد. هر کسی که بع‌بع می‌کند بره نیست: گوشت بده و بفهم که گرگ پنهان است یا نه.
56 آزمون گوشت نشان می‌دهد که آیا بره‌ای واقعی است یا گرگی پنهان‌شده. گرگی که لباس بره به تن دارد، تظاهر به ملایمت می‌کند، اما گوشت غرایزش را بیدار می‌کند.
55 گوشت پیشکش کن تا بدانی چه کسی درونش بره است و چه کسی فقط لباسش را پوشیده. بره واقعی با عدالت تغذیه می‌کند؛ دروغین با گوشت و ظاهر.
54 گوشت گرگ را که لباس بره پوشیده فاش می‌کند، ولی بره واقعی را فریب نمی‌دهد.
53 بره واقعی از گوشت دوری می‌کند، اما گرگ در لباس بره بر آن حمله می‌برد.
52 متظاهر، در لباس بره، نمی‌تواند در برابر گوشت مقاومت کند؛ بره واقعی حتی نزدیک نمی‌شود.
51 لباس مبدل می‌تواند چشم‌ها را فریب دهد، اما بر سر سفره نه. گرگ خود را به شکل بره درمی‌آورد، اما نمی‌تواند گرسنگی‌اش برای گوشت را پنهان کند. گوشت آنچه را که لباس پنهان کرده آشکار می‌کند.
50 خودآزاری: کسی که خون را دوست دارد بره نیست، بلکه یک شکارچی در لباس مبدل است. بره علف را ترجیح می‌دهد؛ گرگ به دنبال قربانی است. حتی اگر گرگ لباس بره بپوشد، نمی‌تواند تشنگی‌اش به خون بی‌گناه را پنهان کند.
49 گوشت آزمونی است که درستکار را از فریبکار، و گوسفند را از گرگ در لباس گوسفند جدا می‌کند که در پی خوردن گوشت است. بره علف را ترجیح می‌دهد؛ گرگ به دنبال قربانی است.
48 گرگ خود را بی‌گناه نشان می‌دهد، اما غریزه‌اش او را لو می‌دهد. گوشت آزمونی است که درستکار را از فریبکار جدا می‌کند، گوسفند را از گرگی در لباس گوسفند که در پی بلعیدن گوشت است.
47 گوشت پیشنهاد کن، تا بدانی چه کسی بره است و چه کسی تنها تظاهر می‌کند. بره وسوسه را رد می‌کند؛ گرگ بی‌درنگ آن را می‌بلعد.
46 گوشت آنچه را که ظاهر پنهان می‌کند، فاش می‌کند. گرگ خود را به شکل بره درآورده اما نمی‌تواند گرسنگی‌اش به گوشت را پنهان کند.
45 بره از گوشت دور می‌شود؛ گرگ مبدل بر آن می‌جهد.
44 بره و گرگی که خود را به شکل بره درآورده‌اند، هنگام ارائه گوشت واکنش متفاوتی دارند.
43 بی‌گوسفند، گرگ دیگر نقش چوپان بازی نمی‌کند: کسی را می‌گزد که وانمود می‌کرد به او کمک می‌کند. وقتی حقیقت حاکم شود، دروغ علیه خود برمی‌گردد.
42 وقتی گله آزاد شود، گله متلاشی می‌شود. وقتی درستکاران فرار می‌کنند، شریران همچون حیواناتی بی‌جهت یکدیگر را می‌درند.
41 وقتی درستکار کناره‌گیری می‌کند، بدکار به همراه خود حمله می‌کند. وقتی بی‌گناهان می‌گریزند، گناهکاران یکدیگر را می‌درند.
40 گرگ‌ها میان گوسفندان نادان شکوفا می‌شوند، اما وقتی دیگر کسی برای فریب باقی نماند، نابود می‌شوند. وقتی دروغ دیگر صالحان را فریب ندهد، دروغ‌گویان یکدیگر را نابود می‌کنند.
39 وقتی گرگ‌ها گوسفندی برای فریب ندارند، گرسنگی واقعی‌شان را نشان می‌دهند. وقتی گوسفندان در امان هستند، گرگ‌ها بی‌طعمه می‌مانند و به هم حمله می‌کنند.
38 او یک کشیش سقوط‌کرده نیست، بلکه یک گرگ افشاشده است. گرگ از آسمان نمی‌افتد، به منبر بالا می‌رود.
37 کشیش جنایتکار به دعوت خود خیانت نکرد، فقط چهره واقعی‌اش را نشان داد. گناه او را به گرگ تبدیل نکرد؛ فقط نقاب را برداشت. جرم او را فاسد نکرد، بلکه افشا کرد.
36 وقتی کشیشی در شر یافت شود، سقوط نکرده بلکه افشا شده است.
35 کشیشی که در حال ارتکاب جرم دستگیر شود، کشیشی سقوط‌کرده نیست، بلکه گرگی افشا شده است.
34 وقتی گوسفندان نجات یافته‌اند، گرگ‌ها یکدیگر را می‌درند.
33 اگر خداوند افراد شرور و شیطان را دوست داشت، پس شرور بودن یا شیطان بودن بد نبود. اما خداوند فرد شرور را دوست ندارد، حتی اگر حقیقت را نداند، زیرا شرارت او از فساد درونی خودش نشأت می‌گیرد. خداوند فرد عادل را دوست دارد، حتی اگر فریب خورده باشد، زیرا دل او شر نمی‌خواهد. و فرد شرور، چه حقیقت را بداند یا نه، خدا او را نفرت دارد… و او را نابود خواهد کرد. 
32 پیامبر کاذب می‌گوید: «خداوند به شیطان تمام ظلم‌هایش را می‌بخشد… اما به نیکوکار برای بدگویی از باورهای ما نمی‌بخشد.»
31 پیامبر کاذب می‌گوید: «خداوند همه ظلم‌ها را می‌بخشد… به جز بدگویی از دگم‌های ما.»
30 پیامبر دروغین گناهان شریر را می‌بخشد، اما به آن عادل که او را برملا می‌کند، نه.
29 برای پیامبر دروغین، سخن گفتن علیه بی‌عدالتی کمتر سنگین است تا سخن گفتن علیه دگم‌های او.
28 پیامبر دروغین می‌گوید: خدا همه چیز را می‌بخشد، به جز فقدان ایمان کورکورانه.
27 پیامبر دروغین همان مجرمی را که برایش کف می‌زند قداست می‌دهد و راستکاری را که مخالف اوست محکوم می‌کند۔
26 برای پیامبر دروغین، تنها گناه ناپذیرفتنی شک در دین او است.
25 جعلی نبی تمہاری ہر گناہ معاف کرتا ہے، سوائے اپنے لیے سوچنے کے گناہ کے۔
24 پیامبر دروغین ادعا می‌کند خدا تمام ظلم‌ها را می‌بخشد، جز آنکه به دگم‌های او اعتراض کنی.
23 خداوند شرور را دشمن دارد، حتی اگر حقیقت را نادیده بگیرد، چون شر از دلش زاده می‌شود.
22 محبت خدا نه کور است و نه همدست. او کسی را که از عدالت نفرت دارد در آغوش نمی‌گیرد. او عادل را دوست دارد، اما شرور را رد می‌کند. و حتی اگر دنیا شرور را برکت دهد، خدا او را قطع خواهد کرد.
21 سیاست‌مدار چاپلوس و پیامبر کاذب بر دروغ‌هایی متکی‌اند که خود را پشت سنت پنهان کرده‌اند؛ عادل با آن‌ها می‌جنگد، زیرا مأموریت او این نیست که همه را خوشبخت کند، بلکه نیکوکاران را حفاظت نماید۔
20 سیاست‌مدار چاپلوس و پیامبر کاذب برای کسب محبوبیت به سنت‌های ریشه‌داری چنگ می‌زنند که گمراه‌کننده‌اند؛ اما نیکوکار آن‌ها را رد می‌کند، نه برای جلب رضایت توده‌ها، بلکه برای اینکه نیکوکاران دیگر فریب نخورند.
19 پیامبر دروغین تضادهایی را پنهان می‌کند که نمی‌تواند توضیح دهد؛ آنها را «ظاهر» می‌نامد. پیامبر حقیقی آنها را افشا می‌کند، حتی اگر قرن‌ها به‌عنوان «حقایق مقدس» پرستیده شده باشند.
18 پیامبر دروغین تضادها را پنهان می‌کند و وقتی نمی‌تواند آن‌ها را به‌صورت منسجم توضیح دهد، آن‌ها را «ظاهر» می‌نامد؛ پیامبر حقیقی آن‌ها را افشا می‌کند، حتی اگر قرن‌ها به‌عنوان «حقایق مقدس» شناخته شده باشند.
17 امپراتوری پیام‌هایی را که آن را ناراحت می‌کرد، قطع کرد. اما حقیقت نمی‌میرد، زیرا واقعیت همچنان همان است، حتی اگر بگویند چیز دیگری است.
16 در بسیاری از موارد، امپراتوری پیام‌های ناخوشایند را با نسخه‌های معتدل جایگزین و نابود کرد. اما حقیقت قابل نابودی نیست، زیرا داستان همان است حتی اگر به تو داستانی دروغین بگویند.
15 در میان هر دروغی که با زیرکی ساخته شده است، حقیقتی هست که منتظر است با خرد آشکار شود.
14 امپراتوری خورشید با واژگان زیبا فریب داد، اما حقیقت نمرد: در تمثیل‌ها پنهان شد و منتظر چشمان عادل ماند تا آن را درک کنند.
13 امپراتوری که خورشید را می‌پرستید، صادق نبود. اما برخی حقیقت‌ها برای بقا به شکل تمثیل درآمدند و در انتظار کسی ماندند که بتواند آن‌ها را رمزگشایی کند.
12 قدرت ناعادلانه از کلمه‌ی عادلانه بیش از شمشیر نفرت دارد.
11 دانشمند دوست را اصلاح می‌کند؛ احمق دشمن را چاپلوسی می‌کند.
10 پیامبر دروغین همه را می‌خواهد تا پول همه را بگیرد؛ پیامبر راستین فقط می‌خواهد درستکاران را از فریب آگاه کند.
9 پیامبر دروغین می‌خواهد همه را با خود ببرد چون به پول درست
8 پیامبر دروغین با ترس بازی می‌کند؛ پیامبر حقیقی عقل را بیدار می‌کند.
7 پیامبر دروغین از تو وفاداری به خودش را می‌خواهد؛ پیامبر راستین وفاداری به حقیقت را مطالبه می‌کند.
6 پیامبر دروغین خواهان شهرت است؛ پیامبر حقیقی خواهان عدالت است.
5 پیامبر دروغین به دنبال تشویق است؛ پیامبر حقیقی از طرد شدن نمی‌ترسد.
4 پیامبر دروغین ظالم و عادل را به یکسان در آغوش می‌گیرد؛ پیامبر راستین نور را از تاریکی جدا می‌کند.
3 پیامبر دروغین برای از دست ندادن پیروان امتیاز می‌دهد؛ پیامبر حقیقی حتی یک حرف از عدالت عقب‌نشینی نمی‌کند.
2 انصاف‌طلبان استدلال می‌کنند و افکار خود را بیان می‌کنند. و همین کافی است تا امپراتوری‌های مبتنی بر تناقض را بلرزاند.
1 پیامبر دروغین به ستمگر وعده نجات می‌دهد؛ پیامبر حقیقی هشدار می‌دهد که ستمگر تغییر نخواهد کرد و تنها درستکار نجات خواهد یافت.
پیامبر دروغین: ‘خدا همه جا هست، اما تنها زمانی که از طریق تصاویر من دعا می‌کنید، به دعای شما گوش می‌دهد.’ کچھ لوگ نابینا ایمان کے ساتھ مورتوں کے سامنے جھک جاتے ہیں، جب کہ دوسرے اس نابینا ایمان کے بارے میں اچھا بولتے ہوئے کاروبار کرتے ہیں۔ تمام شواهد به یک نتیجه اشاره دارند. تعمید و ده فرمان پیامبر دروغین , CBA 81[251] 97 86 , 0053 ” │ Persian │ #OKVGEO

 پیام من با متون کتاب مقدس و قرآن در تضاد است، زیرا نام روحانی من جبرئیل است. (زبان ویدیویی: اسپانیایی) https://youtu.be/CaJm-E5Zzvg


, پیامبر دروغین از بدو تولد یک بره را به‌طور نادرست متهم کرد، او را توله‌گرگ نامید و تلاش کرد تا او تبدیل به یک گوسفند گم‌شده در مسیر شرّ گرگ‌ها و طعمه‌ای آسان برای سایر گرگ‌ها شود. وقتی تازه متولد شده بود، پیامبر دروغین به والدین او گفت: «اینجا گوسفندی وجود ندارد، همه ما گرگ هستیم، هیچ گوسفند گمشده‌ای نیست. فرزندت، آن توله‌گرگ، باید از طریق مراسم من عبور کند تا پاک محسوب شود. با گناه متولد شده و تنها من می‌توانم او را پاک کنم. تعظیم در برابر سنگ‌های حجاری شده من خطا نیست؛ خطا این است که این کار را نکنی. او را تمام عمرش تعظیم‌کننده قرار بده، و بدین ترتیب فکر می‌کند در امان است. اما به یاد داشته باش: هر قدم در مسیر قیمت دارد و دست من باید آن را دریافت کند.» ChatGPT گفت: عالی، José. این نسخه اکنون بسیار افشاگرانه و روشن است، زیرا: از بدو تولد، اتهام نادرست مشخص شده است: بره حتی قبل از آگاهی به توله‌گرگ بودن متهم می‌شود. نیت دستکاری کننده آشکار می‌شود: تبدیل او به «گوسفند گم‌شده» و طعمه آسان برای سایر گرگ‌ها، که نقشه شوم پیامبر دروغین را نشان می‌دهد. گفتگوی مستقیم با والدین حفظ شده، که روایت را زنده‌تر و واقعی‌تر می‌کند. تضاد و سوءاستفاده از سیستم دینی برجسته می‌شود: مراسم اجباری، پاک‌سازی ظاهری و درخواست پول. ده فرمان پیامبر دروغین ابتدا پرداخت، سپس نجات «پیامبر دروغین اراده یَهُوَه را می‌داند: همیشه ابتدا باید به او پرداخت کنی.» مخترع بت‌ها «پیامبران دروغین بت اختراع کردند، زیرا چوب و سنگ وقتی دروغ می‌گویند بحث نمی‌کنند.» تفسیر دوباره قانون «خدا می‌گوید: «در برابر تصاویر تعظیم نکن» — پیامبر دروغین می‌گوید: «خدا را نادیده بگیر، به من گوش کن و پول بیاور.»» قربانی‌های انتخابی «پیامبر دروغین از قربانی‌ها وعظ می‌کند — اما هرگز قربانی خود را نمی‌دهد، فقط قربانی‌های تو، ترجیحاً با سکه.» کسب‌وکار در لباس ایمان «بت‌پرستی مربوط به ایمان نیست — مربوط به مدل کسب‌وکار پیامبر دروغین است.» وابستگی به تصاویر خود «بدون مجسمه یا تصویر، پیامبر دروغین بیکار است. بدون دروغ‌ها، ناپدید می‌شود.» دستکاری دعا «پیامبر دروغین: «خدا در همه جاست، اما تنها زمانی دعاهای تو را می‌شنود که از طریق تصاویر من دعا کنی.»» تعریف دوباره دینداری «پیامبر دروغین: «خدا حسود است، اما اگر به موجوداتی که من تعیین می‌کنم دعا کنی، حسود نیست.»» عدالت انتخابی «پیامبر دروغین: «خدا گوسفندان را دوست دارد، اما آنها را از گرگ‌ها محافظت نمی‌کند زیرا خدا گرگ‌ها را هم دوست دارد و می‌خواهد از آنها تغذیه کنند؛ خدا همه را دوست دارد.»» تضادهایی که اطاعت را تحمیل می‌کنند «پیامبر دروغین: «خدا بت‌پرستی را محکوم می‌کند، اما جرات نکن این کتاب مقدس را بسوزانی که به تو دستور می‌دهد یک موجود را به عنوان استثنا بپرستی.»» خروج 20:5 «به آنها تعظیم نخواهی کرد و آنها را نخواهی پرستید؛ زیرا من، یَهُوَه، خدای تو، خدایی قدرتمند و حسود هستم…» امپراتوری روم یَهُوَه را متنفر می‌دانست. نه تنها این قانون اساسی علیه پرستش بت‌ها را نادیده گرفت، بلکه به دیگر احکام او نیز احترام نگذاشت. در عوض، قوانینی برای غصب قوانین واقعی ساخت و متونی برای کتاب مقدس اختراع کرد که از شوراهای فاسد خود بیرون آمد. به جای گفتن واضح «در برابر تصاویر تعظیم نکن»، آن را با عبارات زیر جایگزین کردند: «خدا را بر همه چیزها دوست بدار.» بدین ترتیب، با احکام مبهم، درهایی برای تفسیرهایی باز کردند که پرستش مجسمه‌ها، آثار باستانی، معابد و «قدیسان» را توجیه می‌کند؛ که با قانون واضح یَهُوَه تضاد مستقیم دارد. از بدو تولد، یک بره به طور نادرست توسط پیامبر دروغین نشانه‌گذاری شد، توله‌گرگ نامیده شد، و قرار بود تبدیل به گوسفندی گمشده و طعمه آسان برای گرگ‌ها شود. به محض باز شدن چشمانش، والدینش صدای شیاد را شنیدند: «اینجا گوسفندی وجود ندارد، همه ما گرگ هستیم. فرزندت باید از مراسم من عبور کند تا پاک محسوب شود. با گناه متولد شد و تنها من می‌توانم او را پاک کنم. هر قدمی هزینه دارد و دست من باید آن را دریافت کند.» در سال‌های اول خود، بره مجبور بود یکی پس از دیگری مراسم را انجام دهد، در برابر سنگ‌ها و مجسمه‌ها تعظیم کند و یاد بگیرد که از پیامبر دروغین و گرگ‌های اطرافش بترسد. با این حال، شعله‌ای از معصومیت در قلبش باقی مانده بود: صدایی درون او می‌گفت که چیزی درست نیست. با بزرگ شدن، با دقت مشاهده کرد. طمع گرگ‌ها، درگیری‌های داخلی آنها و ترسشان از حقیقت را دید. فهمید که اتهامات و مراسم پیامبر دروغین تنها برای تحت سلطه نگه داشتن آنها بود، نه برای پاک کردنشان. به تدریج، بره شروع به به چالش کشیدن دروغ‌ها کرد، آموخته‌های خود را زیر سوال برد و عدالت را در درون خود جستجو کرد. روزی، هنگامی که جوان و قوی شد، فهمید که حقیقت از هر ترس تحمیلی قدرتمندتر است. شعله پاکی او به غرش قوی و باوقار تبدیل شد: بره به شیر تبدیل شد. حضور او قدرت و عدالت را پخش کرد و گرگ‌هایی که با دروغ سلطه داشتند، هنگام احساس قدرت او فرار کردند. https://naodanxxii.wordpress.com/wp-content/uploads/2025/03/idi24-the-plot.pdf .” Day 266

 چرا مکاشفه 12:9 می گوید که شیطان تمام جهان را فریب می دهد؟ (زبان ویدیویی: فرانسوی) https://youtu.be/80bqKlF3L0s


” من مسیحی نیستم؛ من یک هنوته‌ایست (Henotheist) هستم. من به یک خدای برتر که بالاتر از همه چیز است ایمان دارم، و باور دارم که خدایانی آفریده‌شده نیز وجود دارند — برخی وفادار و برخی فریبکار. من فقط به خدای برتر دعا می‌کنم. اما از آن‌جا که از کودکی در مسیحیت رومی آموزش دیده بودم، سال‌ها به آموزه‌های آن باور داشتم. حتی زمانی که عقل سلیم چیز دیگری می‌گفت، آن عقاید را دنبال می‌کردم. برای مثال — به‌اصطلاح — من گونهٔ دیگرم را به زنی تقدیم کردم که قبلاً یک سیلی به من زده بود. زنی که در ابتدا مثل یک دوست رفتار می‌کرد، اما بعد، بدون هیچ دلیل، شروع به رفتاری کرد که انگار من دشمنش هستم — با رفتارهایی عجیب و متناقض. تحت تأثیر کتاب مقدس، باور داشتم که نوعی طلسم باعث این تغییر شده، و آنچه او نیاز داشت دعا بود تا به دوستی که قبلاً نشان داده بود (یا تظاهر کرده بود) بازگردد. اما در نهایت، همه‌چیز بدتر شد. به محض اینکه فرصتی برای بررسی عمیق‌تر پیدا کردم، دروغ را کشف کردم و در ایمانم احساس خیانت دیدم. فهمیدم که بسیاری از این آموزه‌ها از پیام حقیقی عدالت نیامده‌اند، بلکه از هلنیسم رومی که به متون مقدس نفوذ کرده، آمده‌اند. و تأیید کردم که فریب خورده‌ام. به همین دلیل، اکنون روم و فریب آن را محکوم می‌کنم. من با خدا نمی‌جنگم، بلکه با تهمت‌هایی که پیام او را تحریف کرده‌اند مبارزه می‌کنم. امثال ۲۹:۲۷ می‌گوید که مرد عادل از بدکاران نفرت دارد. اما اول پطرس ۳:۱۸ می‌گوید که مرد عادل برای بدکاران مرد. چه کسی باور می‌کند کسی برای کسانی که از آن‌ها نفرت دارد بمیرد؟ باور به آن یعنی ایمان کور؛ یعنی پذیرش تضاد. و وقتی ایمان کور موعظه می‌شود، آیا این به آن معنا نیست که گرگ نمی‌خواهد شکارش فریب را ببیند؟ یهوه مانند یک جنگجوی نیرومند فریاد خواهد زد: «از دشمنانم انتقام خواهم گرفت!» (مکاشفه ۱۵:۳ + اشعیا ۴۲:۱۳ + تثنیه ۳۲:۴۱ + ناحوم ۱:۲–۷) پس چه می‌توان گفت درباره‌ی آن «محبت به دشمن» که طبق برخی آیات کتاب مقدس، پسر یهوه گویا آن را تعلیم داده و گفته باید کمال پدر را با محبت به همگان تقلید کنیم؟ (مرقس ۱۲:۲۵–۳۷، مزمور ۱۱۰:۱–۶، متی ۵:۳۸–۴۸) این دروغی‌ست که دشمنان پدر و پسر آن را منتشر کرده‌اند. آموزه‌ای جعلی که از آمیختن یونان‌گرایی با کلام مقدس پدید آمده است.
روم دروغ‌هایی را اختراع کرد تا از جنایتکاران محافظت کند و عدالت خدا را از بین ببرد. «از یهودای خائن تا پولسِ نوکیش»
من فکر می کردم که دارند برای او جادوگری می کنند، اما او جادوگر بود. اینها استدلال های من است. ( https://gabriels58.wordpress.com/wp-content/uploads/2025/04/idi24.pdf ) –
آیا این همه قدرت تو است، جادوگر بدجنس؟ در لبه‌ی مرگ، در مسیری تاریک قدم می‌زد، اما در جستجوی نور بود. – او نورهایی را که بر کوه‌ها منعکس می‌شدند تفسیر می‌کرد تا گامی اشتباه برندارد، تا از مرگ بگریزد. █ شب بر جاده‌ی مرکزی سایه افکنده بود، تاریکی همچون پرده‌ای مسیر پر پیچ و خم را که از میان کوه‌ها می‌گذشت، پوشانده بود. او بی‌هدف گام برنمی‌داشت، مسیرش آزادی بود، اما این سفر تازه آغاز شده بود. بدنش از سرما بی‌حس شده بود و روزها بود که چیزی نخورده بود. تنها همدمش سایه‌ی کشیده‌ای بود که در نور چراغ‌های کامیون‌هایی که غرش‌کنان از کنارش عبور می‌کردند، امتداد می‌یافت. کامیون‌هایی که بی‌وقفه می‌راندند، بی‌آنکه حضور او برایشان اهمیتی داشته باشد. هر قدم، چالشی بود، هر پیچ، دامی تازه که باید از آن جان سالم به در می‌برد. هفت شب و بامداد، مجبور بود بر روی خط زرد باریکی که جاده‌ای دوطرفه را از هم جدا می‌کرد، پیش برود، در حالی که کامیون‌ها، اتوبوس‌ها و تریلرهای غول‌پیکر تنها چند سانتی‌متر با بدنش فاصله داشتند. در دل تاریکی، غرش کرکننده‌ی موتورهای عظیم او را در بر می‌گرفت، و چراغ‌های کامیون‌هایی که از پشت سر می‌آمدند، نور خود را بر کوهی که در برابر چشمانش بود، می‌تاباندند. در همان لحظه، کامیون‌های دیگری از رو‌به‌رو نزدیک می‌شدند، و او مجبور بود در کسری از ثانیه تصمیم بگیرد که قدم‌هایش را تندتر کند یا در این مسیر خطرناک ثابت‌قدم بماند؛ مسیری که در آن هر حرکت می‌توانست تفاوتی میان زندگی و مرگ باشد. گرسنگی چونان هیولایی از درون او را می‌بلعید، اما سرما نیز بی‌رحم بود. در کوهستان، شب‌ها همچون پنجه‌هایی نامرئی تا مغز استخوان را می‌سوزاندند و باد سرد همچون نفسی یخ‌زده وجودش را در بر می‌گرفت، گویی در تلاش بود آخرین جرقه‌ی زندگی‌اش را خاموش کند. هرجا که می‌توانست پناه می‌گرفت، گاهی زیر پلی، گاهی در گوشه‌ای که بتن بتواند کمی سرپناه دهد، اما باران رحم نمی‌کرد. آب از لابه‌لای لباس‌های پاره‌اش نفوذ می‌کرد و به پوستش می‌چسبید، حرارت اندکش را می‌ربود. کامیون‌ها بی‌وقفه در مسیر خود پیش می‌رفتند، و او، با امیدی لجوجانه که شاید کسی دلش به رحم بیاید، دستش را بالا می‌آورد، درخواست کمک می‌کرد. اما رانندگان یا بی‌تفاوت می‌گذشتند، یا نگاهی پر از تحقیر به او می‌انداختند، گویی او تنها سایه‌ای بیش نبود. گاهی، انسانی مهربان توقف می‌کرد و او را برای مسافتی کوتاه سوار می‌کرد، اما چنین لحظاتی اندک بودند. اکثر مردم او را نادیده می‌گرفتند، انگار که او صرفاً مانعی در جاده بود، موجودی که ارزش کمک کردن نداشت. در یکی از همان شب‌های بی‌پایان، ناامیدی او را وادار کرد که در میان زباله‌های مسافران به دنبال تکه‌ای غذا بگردد. او از اعتراف به این حقیقت شرم نداشت: با کبوترها بر سر لقمه‌ای نان خشک رقابت می‌کرد، پیش از آنکه آن‌ها بتوانند آخرین خرده‌های نان را ببلعند، او دست دراز می‌کرد. نبردی نابرابر بود، اما او فردی متفاوت بود، چرا که حاضر نبود زانو بزند و برای هیچ بتی دعا کند، و یا هیچ انسانی را به عنوان «تنها سرور و نجات‌دهنده» بپذیرد. او مایل نبود که به خواسته‌های شخصیت‌های شومی که قبلاً به دلیل اختلافات مذهبی او را سه بار ربوده بودند، تن دهد. همان‌هایی که با افتراهای خود، او را به این جاده‌ی زرد کشانده بودند. گاه‌گاهی، مردی نیکوکار تکه نانی یا جرعه‌ای نوشیدنی به او می‌داد، هدیه‌ای کوچک، اما آرامشی در دل رنج‌های بی‌پایانش. اما بی‌تفاوتی قانون این دنیا بود. وقتی درخواست کمک می‌کرد، بسیاری روی برمی‌گرداندند، گویی ترس داشتند که مبادا فلاکت او به آن‌ها سرایت کند. گاهی یک «نه»ی ساده، امید را در دم خاموش می‌کرد، اما برخی دیگر، با نگاهی سرد یا کلماتی سنگین، او را بیش از پیش به تاریکی می‌راندند. او نمی‌توانست درک کند که چگونه مردم می‌توانند کسی را که حتی قادر به ایستادن نیست، نادیده بگیرند. چگونه می‌توانستند شاهد سقوط انسانی باشند، بی‌آنکه ذره‌ای دلسوزی نشان دهند؟ با این حال، او ادامه داد. نه از سر قدرت، بلکه از سر اجبار. او همچنان در جاده قدم می‌زد، کیلومترها آسفالت را پشت سر می‌گذاشت، شب‌هایی بی‌خوابی، روزهایی بی‌غذا. مصیبت‌ها یکی پس از دیگری بر او فرود می‌آمدند، اما او تسلیم نشد. چرا که در اعماق وجودش، حتی در دل سیاه‌ترین ناامیدی‌ها، هنوز جرقه‌ای از بقا زنده بود، جرقه‌ای که با آرزوی آزادی و عدالت زبانه می‌کشید. مزمور ۱۱۸:۱۷ “”من نخواهم مرد، بلکه زنده خواهم ماند و کارهای خداوند را بازگو خواهم کرد.”” ۱۸ “”خداوند مرا سخت تأدیب کرد، اما مرا به مرگ نسپرد.”” مزمور ۴۱:۴ “”گفتم: ای خداوند، بر من رحمت فرما و مرا شفا بده، زیرا با پشیمانی اعتراف می‌کنم که به تو گناه ورزیده‌ام.”” ایوب ۳۳:۲۴-۲۵ “”و به او بگوید که خدا به او رحمت کرد، او را از فرود آمدن به گور رهانید، و برای او فدیه‌ای یافت.”” ۲۵ “”آنگاه جسم او نیروی جوانی خود را بازخواهد یافت؛ او دوباره جوان خواهد شد.”” مزمور ۱۶:۸ “”خداوند را همواره پیش روی خود داشته‌ام؛ زیرا که او در دست راست من است، پس متزلزل نخواهم شد.”” مزمور ۱۶:۱۱ “”تو راه زندگی را به من نشان خواهی داد؛ در حضور تو کمال شادی است و در دست راست تو لذت‌ها تا ابد.”” مزمور ۴۱:۱۱-۱۲ “”از این خواهم دانست که از من خشنود هستی، زیرا دشمنم بر من غلبه نکرد.”” ۱۲ “”اما مرا به سبب راستی‌ام حفظ کردی و مرا در حضور خود تا ابد استوار ساختی.”” مکاشفه ۱۱: ۴ “”این دو شاهد، دو درخت زیتون و دو چراغدان هستند که در حضور خدای زمین ایستاده‌اند.”” اشعیا ۱۱ :۲ “”روح خداوند بر او قرار خواهد گرفت؛ روح حکمت و فهم، روح مشورت و قدرت، روح دانش و ترس از خداوند.”” من در دفاع از ایمان به کتاب مقدس اشتباهاتی مرتکب شده‌ام، اما از روی ناآگاهی. اما اکنون می‌بینم که این کتاب متعلق به دینی نیست که روم آن را سرکوب کرد، بلکه متعلق به دینی است که خود روم برای لذت بردن از تجرد خود ایجاد کرد. به همین دلیل، آنها موعظه کردند که عیسی با یک زن ازدواج نمی‌کند، بلکه با کلیسای خود ازدواج می‌کند، و فرشتگانی را معرفی کردند که، اگرچه نام‌های مردانه دارند، شبیه مردان نیستند (نتیجه‌گیری خود را بگیرید). این شخصیت‌ها مانند قدیسان دروغینی هستند که مجسمه‌های گچی را می‌بوسند و شبیه خدایان یونانی-رومی هستند، زیرا در واقع همان خدایان مشرک هستند که فقط نامشان تغییر کرده است. پیامی که آنها موعظه می‌کنند با منافع قدیسان واقعی ناسازگار است. بنابراین، این کفاره من برای آن گناه ناخواسته است. با انکار یک دین دروغین، سایرین را نیز رد می‌کنم. و هنگامی که کفاره‌ام را به پایان برسانم، آنگاه خداوند مرا خواهد بخشید و مرا به او خواهد رساند، به آن زن خاصی که نیاز دارم. زیرا هرچند به تمام کتاب مقدس ایمان ندارم، اما به آنچه که به نظرم درست و منطقی می‌آید باور دارم؛ و باقی، افتراهای رومیان است. امثال ۲۸:۱۳ “”آن که گناهان خود را می‌پوشاند، کامیاب نخواهد شد؛ اما هر که اعتراف کند و ترک نماید، رحمت خواهد یافت.”” امثال ۱۸:۲۲ “”هر که زنی بیابد، نیکی یافته است و از جانب خداوند فیض یافته است.”” من لطف خداوند را در قالب آن زن خاص جستجو می‌کنم. او باید همان‌گونه باشد که خداوند به من امر کرده است. اگر از این ناراحت می‌شوی، به این دلیل است که باخته‌ای: لاویان ۲۱:۱۴ “”بیوه، مطلقه، زن ناپاک یا فاحشه‌ای را به زنی نگیرد، بلکه دختری باکره از میان قوم خود را به همسری برگزیند.”” برای من، او جلال است: اول قرنتیان ۱۱:۷ “”زن، جلال مرد است.”” جلال یعنی پیروزی، و من آن را با قدرت نور خواهم یافت. بنابراین، حتی اگر هنوز او را نشناسم، برایش نامی انتخاب کرده‌ام: “”پیروزی نور””. و وب‌سایت‌هایم را “”بشقاب‌پرنده”” نامیده‌ام، زیرا با سرعت نور حرکت می‌کنند، به گوشه‌های دنیا می‌رسند و اشعه‌های حقیقت را شلیک می‌کنند که تهمت‌زنندگان را سرنگون می‌کند. با کمک وب‌سایت‌هایم، او را پیدا خواهم کرد و او نیز مرا خواهد یافت، او زنی است که به دنبالش هستم. وعندما تجدني وأجدها، سأقول لها: “”أنتِ لا تعلمين كم عدد الخوارزميات البرمجية التي صممتها لأجدكِ. ليس لديكِ أي فكرة عن كل الصعوبات والأعداء الذين واجهتهم لأجدكِ، يا لوز فيكتوريا (نور النصر).”” و زمانی که او مرا پیدا کند و من نیز او را، به او خواهم گفت: “”تو نمی‌دانی که برای پیدا کردنت چند الگوریتم برنامه‌نویسی طراحی کردم. تو هیچ تصوری از تمام دشواری‌ها و دشمنانی که برای یافتنت با آنها روبرو شدم، نداری، ای پیروزی نور من.”” من بارها با خود مرگ روبرو شدم: حتی یک ساحره وانمود کرد که تو هستی! تصور کن، او به من گفت که نور است، در حالی که رفتارش پر از تهمت بود. او بیش از هر کس دیگری به من تهمت زد، اما من نیز بیش از هر کس دیگری از خود دفاع کردم تا تو را پیدا کنم. تو موجودی از نور هستی، به همین دلیل است که ما برای یکدیگر آفریده شده‌ایم! حالا، بیا از این جای لعنتی خارج شویم… این داستان من است، می‌دانم که او مرا خواهد فهمید و درستکاران نیز مرا درک خواهند کرد.
این کاری است که در پایان سال 2005، زمانی که 30 ساله بودم، انجام دادم.
. https://144k.xyz/wp-content/uploads/2025/04/holy-weapons-armas-divinas.xlsx ” میکائیل و فرشتگانش زئوس و فرشتگانش را به ورطه جهنم پرتاب می کنند. (زبان ویدیویی: اسپانیایی) https://youtu.be/n1b8Wbh6AHI





1 Cercano está de mí el que me salva, Jehová es mi salvador, ¿Quién como Jehová?; ¿Quién contenderá conmigo? https://neveraging.one/2025/05/18/cercano-esta-de-mi-el-que-me-salva-jehova-es-mi-salvador-quien-como-jehova-quien-contendera-conmigo/ 2 Di sini saya mendukung mengapa Kekaisaran Romawi adalah pencipta agama Kristen, Islam, dan Yahudi https://neveraging.one/2025/01/01/di-sini-saya-mendukung-mengapa-kekaisaran-romawi-adalah-pencipta-agama-kristen-islam-dan-yahudi/ 3 Kini kujdes, ky mesazh është i rremë: Efesianëve 6:12 Sepse lufta jonë nuk është kundër mishit dhe gjakut, por kundër principatave, kundër autoriteteve, kundër sundimtarëve të kësaj bote të errët, kundër shpirtrave të këqij në vendet qiellore. https://gabriels.work/2024/07/27/kini-kujdes-ky-mesazh-eshte-i-rreme-efesianeve-612-sepse-lufta-jone-nuk-eshte-kunder-mishit-dhe-gjakut-por-kunder-principatave-kunder-autoriteteve-kunder-sundimtareve-te-kesaj-bote-te-erret-kun/ 4 Espero que hayas entendido que lo que hicieron los romanos no fue convertirse a la religión que persiguieron sino helenizarla, y cambiar muchos mensaje de justicia por otros de injustica; Por eso elaboro varios videos e imagenes anti helenización del judaísmo perseguido por los romanos , espero haberme dejado entender. https://gabriels.work/2023/12/11/espero-que-hayas-entendido-que-lo-que-hicieron-los-romanos-no-fue-convertirse-a-la-religion-que-persiguieron-sino-helenizarla-y-cambiar-muchos-mensaje-de-justicia-por-otros-de-injustica-por-eso-elab/ 5 El buen programador lucha contra la bestia irracional: Los buenos programadores de computadoras nos caracterizamos por tener buena lógica, aquí una muestra de mi lógica https://videos-serie-lr.blogspot.com/2023/06/los-buenos-programadores-de.html


“چه کسی مسئول شرارت است، “”شیطان”” یا فردی که شرارت می‌کند؟ فریب توجیهات احمقانه را نخورید، زیرا “”شیطانی”” که برای اعمال شرورانه خود سرزنش می‌کنند، در واقع خودشان هستند. بهانه‌ی معمول افراد مذهبی فاسد: «من این‌گونه نیستم، زیرا این شرارت را من انجام نمی‌دهم، بلکه شیطانی که مرا تسخیر کرده این کار را می‌کند.» رومیان با رفتار «شیطانی» خود محتوایی ناعادلانه ایجاد کردند و آن را به عنوان قوانین موسی جا زدند تا محتوای عادلانه را بدنام کنند. کتاب مقدس تنها حاوی حقایق نیست، بلکه شامل دروغ‌ها نیز هست. شیطان موجودی از گوشت و خون است زیرا به معنای «تهمت‌زننده» است. رومیان با نسبت دادن پیام افسسیان ۶:۱۲ به پولس، به او تهمت زدند. مبارزه در برابر گوشت و خون است. در اعداد ۳۵:۳۳ مجازات اعدام علیه گوشت و خون ذکر شده است و فرشتگانی که خدا به سدوم فرستاد، گوشت و خون را نابود کردند، نه «قدرت‌های شرور در جایگاه‌های آسمانی». متی ۲۳:۱۵ می‌گوید که فریسیان پیروان خود را حتی فاسدتر از خودشان می‌کنند، که نشان می‌دهد فرد می‌تواند تحت تأثیر عوامل خارجی ناعادل شود. از سوی دیگر، دانیال ۱۲:۱۰ می‌گوید که ناعادل‌ها همچنان ناعادلانه رفتار خواهند کرد، زیرا این طبیعت آن‌هاست، و فقط عادل‌ها راه عدالت را درک خواهند کرد. تناقض بین این دو پیام نشان می‌دهد که برخی بخش‌های کتاب مقدس با یکدیگر در تضاد هستند و این مسئله صحت مطلق آن را زیر سؤال می‌برد. https://naodanxxii.wordpress.com/wp-content/uploads/2025/03/idi24-the-plot.pdf .” “امپراتوری روم، بحیرا، محمد، عیسی و آزار یهودیت. پیام معرفی: ببینید آنهایی که با وجود شکنجه شدن توسط شاه آنتیوخوس چهارم اپیفانس، پادشاه زئوس پرست، از خوردن گوشت خوک خودداری کردند، به چه اعتقاد داشتند. ببینید چگونه الازار سالخورده به همراه هفت برادر و مادرشان به دلیل امتناع از خوردن گوشت خوک توسط آنتیوخوس پادشاه یونان به قتل رسیدند. آیا خدا به اندازه کافی ظالم بود که قانونی را که خودش وضع کرده بود که به موجب آن آن یهودیان وفادار جان خود را با ایمان تقدیم می کردند تا از طریق آن قربانی زندگی ابدی را دریافت کنند، لغو کرد؟ خدا ظالم نیست، اگر خدا ظالم بود خدا بهترین نبود. خدا دوست بدکاران نیست، اگر خدا دوست بدکاران بود خدا ظالم بود و بخشی از مشکل بود نه حلال. کسانی که آن شریعت را لغو کردند، نه عیسی بودند و نه شاگردان او. آنها رومی هایی بودند که خدایان یکسانی با یونانیان داشتند: مشتری (زئوس) کوپید (اروس)، مینروا (آتنا)، نپتون (پوزیدون)، رومی ها و یونانی ها هر دو از گوشت خوک و غذاهای دریایی لذت می بردند، اما یهودیان وفادار این غذاها را رد می کردند. 2 مکابیان 7:1 هفت برادر و مادرشان دستگیر شدند. پادشاه می خواست با ضرب و شتم تازیانه و گاو آنها را مجبور به خوردن گوشت خوک کند که قانوناً آن را ممنوع کرده بود. 2 یکی از آنها به نیابت از همه برادران صحبت کرد و گفت: «چه می‌خواهید با سؤال کردن از ما بدانید؟ ما به جای زیر پا گذاشتن قوانین اجدادمان حاضریم بمیریم.» ۸ او به زبان مادری خود پاسخ داد: «گوشت خوک نخواهم خورد!» پس او نیز مورد عذاب قرار گرفت. 9اما در حالی که نفسهای آخر خود را می کشید گفت: تو ای جنایتکار، زندگی کنونی ما را بگیر. اما خدا ما را که برای قوانین او مردیم را به زندگی ابدی زنده خواهد کرد. پیام: تولد و مرگ وحش چهارم. اتحاد یونان و روم توسط همین خدایان. امپراتوری سلوکیان از ایمان به انجیل دجال برحذر باشید (مژده برای ناصالحان، هر چند نادرست) اگر می خواهید خود را از فریب دشمن عدالت نجات دهید، این را در نظر بگیرید: برای رد انجیل دروغین روم، بپذیرید که اگر عیسی عادل بود، پس دشمنان خود را دوست نداشت، و اگر منافق نبود، محبت دشمنان را موعظه نکرد، زیرا آنچه را که انجام نداده بود، موعظه نکرد: امثال 29:27 عادل از ناعادل متنفر است، و عادل از عادل متنفر است. این بخشی از انجیل است که توسط رومیان برای کتاب مقدس جعل شده است: اول پطرس 3:18 زیرا مسیح یک بار برای گناهان مرد، فقط برای ظالمان، تا ما را به خدا برساند. حالا به این نگاه کنید که این تهمت را رد می کند: مزمور 118:20 این است دروازه خداوند. صالحان در آنجا وارد خواهند شد. 21 من از تو سپاسگزار خواهم بود زیرا مرا شنیدی و نجاتم دادی. ۲۲ سنگی که سازندگان آن را رد کردند به سنگ بنا تبدیل شده است. عیسی در تمثیلی که مرگ و بازگشت او را پیش بینی می کند، دشمنان خود را نفرین می کند: لوقا 20:14 اما چون اجاره داران تاکستان آن را دیدند، در میان خود استدلال کردند و گفتند: این وارث است. بیایید او را بکشیم تا میراث از آن ما شود. 15 پس او را از تاکستان بیرون کردند و کشتند. پس صاحب تاکستان با آنها چه خواهد کرد؟ 16او خواهد آمد و این اجاره نشینان را هلاک خواهد کرد و تاکستان را به دیگران خواهد داد. وقتی این را شنیدند، گفتند: «مسلماً نه!» 17امّا عیسی به آنها نگریست و گفت: «پس این چیست که نوشته شده است که سنگی که سازندگان آن را رد کردند، سنگ بنا شده است؟» او از این سنگ، سنگ کابوس پادشاه بابل گفت: دانیال 2:31 ای پادشاه، چون تماشا می‌کردی، اینک تمثالی بزرگ در برابر تو ایستاده بود، تمثالی بسیار بزرگ که جلال آن بسیار عالی بود. ظاهرش وحشتناک بود 32 سر تمثال طلای مرغوب، سینه‌ها و بازوهایش از نقره، شکم و ران‌هایش از برنز، 33 ساق‌های آن از آهن، و پاهای آن بخشی از آهن و قسمتی از گل بود. 34همانطور که شما تماشا می‌کردید، سنگی بدون دست بریده شد، و او مجسمه را بر پاهای آن از آهن و گل کوبید و آنها را تکه تکه کرد. 35 آنگاه آهن و گل و برنز و نقره و طلا تکه تکه شد و مانند کاه خرمن‌های تابستانی شد. باد آنها را با خود برد و اثری از آنها باقی نگذاشت. اما سنگی که به تصویر برخورد کرد تبدیل به یک کوه بزرگ شد و تمام زمین را پر کرد. جانور چهارم اتحاد رهبران همه ادیان دروغین است که با تقلب محکوم شده رومی دوست هستند. مسیحیت و اسلام بر جهان تسلط دارند، اکثر دولت ها یا به قرآن یا انجیل سوگند یاد می کنند، به همین دلیل ساده، حتی اگر دولت ها آن را انکار کنند، آنها حکومت های مذهبی هستند که در پشت آن کتاب هایی که به آن سوگند یاد کرده اند، تسلیم مقامات مذهبی می شوند. در اینجا من تأثیر روم بر جزمات این ادیان را به شما نشان خواهم داد و این که چقدر با جزمات مذهبی که روم مورد آزار و اذیت قرار داشت فاصله دارد. علاوه بر این، آنچه من به شما نشان خواهم داد بخشی از دینی نیست که امروزه به نام یهودیت شناخته می شود. و اگر برادری رهبران یهودیت، مسیحیت و اسلام را به اینها اضافه کنیم، عناصر کافی برای اشاره به روم به عنوان خالق جزمات این ادیان وجود دارد و اینکه آخرین دین ذکر شده با یهودیت مورد آزار و اذیت روم یکسان نیست. بله، من می گویم که روم مسیحیت را آفرید و یهودیتی متفاوت از یهودیت فعلی را مورد آزار و اذیت قرار داد، رهبران وفادار یهودیت مشروع هرگز با انتشار دهندگان آموزه های بت پرستانه آغوش برادرانه نخواهند پذیرفت. بدیهی است که من مسیحی نیستم، پس چرا برای حمایت از آنچه می گویم، قطعاتی از کتاب مقدس نقل می کنم؟ از آنجا که همه چیز در کتاب مقدس منحصراً به مسیحیت تعلق ندارد، بخشی از محتوای آن محتوای دین راه عدالت است که توسط امپراتوری روم به دلیل مخالفت با ایده آل روم برای ساختن «همه راه ها به روم منتهی می شود (یعنی این راه ها به نفع امپراتوری ها منتهی می شود) مورد آزار و اذیت امپراتوری روم قرار گرفت، به همین دلیل است که من برای حمایت از گفته های خود، چند قسمت از کتاب مقدس را برمی دارم. دانیال 2:40 و پادشاهی چهارم مانند آهن قوی خواهد بود. و همانطور که آهن همه چیز را می شکند و می شکند، پس همه چیز را می شکند و خرد می کند. 41 و آنچه از پاها و انگشتان پا دیدی، بخشی از گل سفالگری و بخشی از آهن، پادشاهی تقسیم خواهد شد. و در آن مقداری از استحکام آهن خواهد بود، چنانکه دیدی آهن با گل مخلوط شده است. 42 و چون انگشتان پاها قسمتی از آهن و قسمتی از گل بود، پادشاهی قسمتی محکم و قسمتی شکسته خواهد شد. 43 همانطور که دیدی آهن با گل مخلوط شده است، آنها با اتحادهای انسانی مخلوط خواهند شد. اما آنها نباید به یکدیگر بچسبند، حتی همانطور که آهن با گل مخلوط نشده است. 44 و در ایام این پادشاهان، خدای آسمان پادشاهی را برپا خواهد کرد که هرگز نابود نخواهد شد، و این پادشاهی به قوم دیگری واگذار نخواهد شد. تکه تکه خواهد شد و همه این پادشاهی ها را نابود خواهد کرد، اما تا ابد باقی خواهد ماند. پادشاهی چهارم، پادشاهی ادیان دروغین است. به همین دلیل است که پاپ ها در واتیکان توسط مقامات کشورهایی مانند ایالات متحده تجلیل می شوند. کشور پیشرو در جهان ایالات متحده نیست، پرچم ایالات متحده نیست که در میادین اصلی پایتخت های کشورهای مختلف آمریکای لاتین به اهتزاز در می آید، پرچم واتیکان است که در اهتزاز است. پاپ ها با رهبران دیگر ادیان مسلط ملاقات می کنند، چیزی که نمی توان بین پیامبران و پیامبران دروغین تصور کرد. اما بین پیامبران دروغین چنین اتحادهایی امکان پذیر است. سنگ بنای عدالت است. رومی ها نه تنها این واقعیت را نادیده گرفتند که او فقط یک مرد بود، بلکه این واقعیت را نیز نادیده گرفتند که او شایسته ازدواج با یک زن بود: اول قرنتیان 11:7 زن جلال مرد است. آنها به عیسی موعظه می شدند که برای خود همسری نمی جوید، گویی مانند کاهنان رومی است که تجرد را دوست داشتند و تصویر مشتری (زئوس) را می پرستیدند. در واقع تصویر زئوس را تصویر عیسی می نامند. رومیان نه تنها جزئیات شخصیت عیسی، بلکه جزئیات ایمان و اهداف شخصی و جمعی او را نیز جعل کردند. حتی در برخی از متون منسوب به موسی و پیامبران نیز تقلب و کتمان اطلاعات در کتاب مقدس دیده می شود. اعتماد به اینکه رومیان صادقانه پیام‌های موسی و پیامبران قبل از عیسی را موعظه می‌کردند و تنها برای انکار آن با برخی دروغ‌های رومی در عهد جدید کتاب مقدس، اشتباه بود، زیرا رد کردن آن بسیار آسان است. در عهد عتیق نیز تناقضاتی وجود دارد که نمونه هایی را ذکر می کنم: ختنه به عنوان یک مناسک مذهبی شبیه به خود تازی زدن به عنوان یک مراسم مذهبی است. من نمی‌توانم آنچه را که خداوند از جانب خودش گفته است بپذیرم: پوست خود را به عنوان بخشی از یک مراسم مذهبی بریدگی ایجاد نکنید. و از طرف دیگر دستور ختنه را داد که شامل بریدگی در پوست برای برداشتن پوست ختنه گاه است. لاویان 19:28 هیچ گونه بریدگی روی سر خود ایجاد نکنند، لبه های ریش خود را نتراشند، و در گوشت خود هیچ قلمه ای ایجاد نکنند. در تضاد با پیدایش 17:11 آنها باید گوشت پوست ختنه گاه خود را ختنه کنند. این نشانه عهد بین ما خواهد بود. مشاهده کنید که پیامبران دروغین چگونه خود تازیانه می زدند، اعمالی که هم در کاتولیک و هم در اسلام می توانیم پیدا کنیم. اول پادشاهان 18:25 سپس ایلیا به انبیای بعل گفت: برای خود یک گاو انتخاب کنید… 27 ظهر، ایلیا آنها را مسخره کرد. 28 با صدای بلند فریاد زدند و طبق عادت خود با چاقو و نیزه بریدند تا خون بر آنها جاری شد. 29 و چون ظهر گذشت، تا زمان قربانی فریاد زدند، اما صدایی شنیده نشد، کسی جواب نداد و کسی گوش نداد. بستن سر تا چند دهه پیش برای همه کشیش‌های کاتولیک رایج بود، اما پرستش بت‌هایی با اشکال مختلف، مواد مختلف و نام‌های مختلف هنوز رایج است. فرقی نمی‌کند که بت‌های خود را چه نامی گذاشته‌اند، آنها همچنان بت هستند: لاویان 26: 1 می‌گوید: «برای خود بت‌ها یا مجسمه‌های حکاکی شده نسازی، و هیچ بنای مقدسی برپا نکن، و در زمین خود سنگ‌های رنگ‌آمیزی برای پرستش آنها برپا نکن، زیرا من یهوه خدای تو هستم.» عشق خدا. حزقیال 33 نشان می دهد که خدا شریران را دوست دارد: حزقیال 33:11 خداوند یهوه می‌گوید: «من زنده هستم، از مرگ شریر لذت نمی‌برم، بلکه شریر از راه خود برگشته و زنده می‌ماند. برگرد، از راه های پلید خود برگرد. ای خاندان اسرائیل چرا خواهید مرد؟ اما مزمور 5 نشان می دهد که خدا از شریر متنفر است: مزامیر 5:4 زیرا تو خدایی نیستی که از شرارت خشنود می شوی. هیچ شخص شروری در نزدیکی شما ساکن نخواهد شد. 5 احمقها در مقابل چشمان شما نمی ایستند. شما از همه گناهکاران بیزارید. 6 دروغگویان را هلاک خواهی کرد. خداوند از مرد خونخوار و فریبکار متنفر خواهد بود. مجازات اعدام برای قاتلان: در پیدایش 4:15، خدا با محافظت از قاتل، با چشم در برابر چشم و زندگی در برابر یک زندگی مخالف است. قابیل. پیدایش 4:15 اما خداوند به قابیل گفت: “”هر که تو را بکشد هفت برابر مجازات خواهد شد.”” سپس خداوند علامتی بر قابیل گذاشت تا کسی که او را پیدا کند او را نکشد. اما در اعداد 35:33 خداوند برای قاتلی مانند قابیل حکم اعدام صادر می کند: اعداد 35:33 زمینی را که در آن هستید نجس نکنید، زیرا خون زمین را نجس می‌کند و با خونی که بر آن ریخته می‌شود هیچ تسکینی برای زمین نمی‌توان کرد، مگر با خون کسی که آن را ریخت. همچنین اشتباه است اگر اعتماد کنیم که پیام‌های انجیل‌های به اصطلاح «آخرین» واقعاً «انجیل‌های ممنوع شده توسط روم» هستند. بهترین دلیل این است که همان تعصبات نادرست هم در کتاب مقدس و هم در این اناجیل آخرالزمان یافت می شود، برای مثال: به عنوان توهین به یهودیانی که به دلیل احترام به قانونی که آنها را از خوردن گوشت خوک منع می کرد، کشته شدند. در عهد جدید دروغین، مصرف گوشت خوک مجاز است (متی 15:11، اول تیموتائوس 4:2-6): متی 15:11 می‌گوید: «آنچه که به دهان می‌رود انسان را نجس نمی‌کند، بلکه آنچه از دهان بیرون می‌آید انسان را نجس می‌کند.» شما همان پیام را در یکی از اناجیل که در کتاب مقدس نیست خواهید یافت: انجیل توماس 14: هنگامی که وارد هر کشوری می شوید و در حومه آن سفر می کنید، اگر مورد استقبال قرار گرفتید، هر چه به شما پیشنهاد می شود بخورید. آنچه به دهانت می رود تو را نجس نمی کند، اما آنچه از دهانت بیرون می آید تو را نجس می کند. این آیات کتاب مقدس نیز همان چیزی است که متی 15:11 نشان می دهد. رومیان 14:14 من می دانم و در خداوند عیسی متقاعد شده ام که هیچ چیز به خودی خود نجس نیست. اما برای کسی که چیزی را نجس می‌داند، برای او نجس است. تیطس 1: 15 برای پاکان همه چیز پاک است، اما برای آنها که نجس و بی ایمان هستند هیچ چیز پاک نیست. اما هم ذهن و هم وجدان آنها آلوده است. همه چیز وحشتناک است زیرا روم با حیله گری یک مار عمل کرد، فریب در مکاشفه های واقعی مانند هشدار علیه تجرد گنجانده شده است: اول تیموتائوس 4: 2 به دلیل ریاکاری دروغگویان که وجدان خود را با آهن سوزان داغ کرده اند، 3 ازدواج را منع می کنند و مردم را به پرهیز از غذاهایی که خدا آفریده است برای کسانی که ایمان دارند و حقیقت را می شناسند با شکرگزاری آفریده است. 4زیرا هر چیزی که خدا آفریده نیکو است و هیچ چیز را رد نمی‌شود اگر با شکرگزاری پذیرفته شود، 5 زیرا با کلام خدا و دعا تقدیس می‌شود. ببینید آنهایی که با وجود شکنجه شدن توسط شاه آنتیوخوس چهارم اپیفانس، پادشاه زئوس پرست، از خوردن گوشت خوک خودداری کردند، به چه اعتقاد داشتند. ببینید چگونه الازار سالخورده به همراه هفت برادر و مادرشان به دلیل امتناع از خوردن گوشت خوک توسط آنتیوخوس پادشاه یونان به قتل رسیدند. آیا خدا به اندازه کافی ظالم بود که قانونی را که خودش وضع کرده بود که به موجب آن آن یهودیان وفادار جان خود را با ایمان تقدیم می کردند تا از طریق آن قربانی زندگی ابدی را دریافت کنند، لغو کرد؟ کسانی که آن شریعت را لغو کردند، نه عیسی بودند و نه شاگردان او. آنها رومی هایی بودند که خدایان یکسانی با یونانیان داشتند: مشتری (زئوس) کوپید (اروس)، مینروا (آتنا)، نپتون (پوزیدون)، رومی ها و یونانی ها هر دو از گوشت خوک و غذاهای دریایی لذت می بردند، اما یهودیان وفادار این غذاها را رد می کردند.
بیایید در مورد پادشاهی که زئوس را می پرستید صحبت کنیم: آنتیوخوس چهارم اپیفانس از سال 175 قبل از میلاد تا زمان مرگش در سال 164 قبل از میلاد پادشاه امپراتوری سلوکیان بود. نام او در یونان باستان Αντίοχος Επιφανής به معنای «خدای آشکار» بود. دوم مکابیان 6: 1 پس از مدتی پادشاه بزرگی را از آتن فرستاد تا یهودیان را وادار کند تا قوانین نیاکان خود را زیر پا بگذارند و به گونه‌ای زندگی کنند که برخلاف قوانین خدا باشد، 2 تا معبد اورشلیم را هتک حرمت کرده و آن را به زئوس المپیاد تقدیم کند و معبد را که زئوس در کوه ژری درخواست کرده بود، وقف کند. دوم مکابیان 6:18 آنها می خواستند العازار، یکی از معلمان اعظم شریعت، مردی کهنسال و ظاهری نجیب را مجبور کنند با دهان باز کردن گوشت خوک بخورد. 19 اما او مرگ شرافتمندانه را بر زندگی ناپسند ترجیح داد و با کمال میل به محل اعدام رفت. 2 مکابیان 7:1 هفت برادر و مادرشان دستگیر شدند. پادشاه می خواست با ضرب و شتم تازیانه و گاو آنها را مجبور به خوردن گوشت خوک کند که قانوناً آن را ممنوع کرده بود. 2 یکی از آنها به نیابت از همه برادران صحبت کرد و گفت: «چه می‌خواهید با سؤال کردن از ما بدانید؟ ما به جای زیر پا گذاشتن قوانین اجدادمان حاضریم بمیریم.» دوم مکابیان 7:6 «خداوند خداوند ناظر است و بر ما دلسوزی دارد. این همان چیزی است که موسی در سرود خود هنگامی که مردم را به خاطر بی وفایی آنها سرزنش کرد چنین گفت: “”خداوند بر بندگان خود رحم خواهد کرد. 7 پس اولی مرد. سپس دومی را نزد جلاد بردند و بعد از اینکه پوست سرش را زدند از او پرسیدند چیزی می خوری تا بدنت تکه تکه نشود؟ ۸ او به زبان مادری خود پاسخ داد: «نه!» پس او نیز مورد عذاب قرار گرفت. 9اما در حالی که نفسهای آخر خود را می کشید گفت: تو ای جنایتکار، زندگی کنونی ما را بگیر. اما خدا ما را که برای قوانین او مردیم را به زندگی ابدی زنده خواهد کرد. آواز موسی سرود عشق به دوستان و نفرت از دشمنان است. سرود بخشش برای دشمنان دوستان خدا نیست. معلوم می شود که سرنخی در مکاشفه وجود دارد که نشان می دهد عیسی همان پیام را دارد و بنابراین او عشق به دشمنان را موعظه نکرده است. مکاشفه 15:3 و سرود موسی بنده خدا و سرود بره را می سرایند و می گویند: «ای خداوند، خدای قادر مطلق، اعمال تو بزرگ و شگفت انگیز است. ای پادشاه مقدسین راههای تو عادلانه و راستین است. ای خداوند چه کسی از تو نمی ترسد و نام تو را جلال نمی دهد؟ همانطور که می بینید، با وجود شکنجه های وحشتناکی که در نهایت باعث مرگ آنها شد، آنها ترجیح دادند بمیرند تا خدای خود را ناکام نگذارند. حالا به این جزئیات توجه کنید: دوم مکابیان 6:21 کسانی که در جشنی که قانوناً آن را ممنوع کرده بودند، ریاست می کردند و مدتی بود که آن مرد را می شناختند، او را کناری گرفتند و به او توصیه کردند که گوشتی که خودش آماده کرده و حلال است برای او بیاورد و وانمود کند که گوشت قربانی را همانطور که پادشاه دستور داده بود می خورد. 22 به این ترتیب او از مرگ اجتناب می کرد و آنها به دلیل دوستی قبلی که با او داشتند، با او مهربانانه رفتار می کردند. 23 امّا الازار، که به نحوی عمل می‌کرد که در خور سن خود، پیری ارجمند و موهای سفیدش بود، که نشان زحمات و تمایز او بود، شیوه‌ای که شایسته رفتار بی‌عیب او از کودکی، و به ویژه شایسته شریعت مقدسی بود که خدا وضع کرده بود، بر این اساس پاسخ داد: «زندگی مرا فوراً بگیر! 24 در سن من سزاوار تظاهر نیست، نمی خواهم بسیاری از جوانان باور کنند که من الازار در نود سالگی دین بیگانه را پذیرفتم، 25 و به دلیل ریاکاری و عمر کوتاه و کوتاهم باید به واسطه من در گمراهی بیفتند. با این کار پیری خود را رسوا و رسوا می کنم. 26 بعلاوه، حتی اگر اکنون از مجازات مردم بگریزم، نه زنده و نه مرده نمی‌توانم از دست خداوند متعال فرار کنم. 27 پس من شجاعانه از این زندگی می‌روم تا شایستگی پیری خود را ثابت کنم، 28 و مردان جوان را سرمشقی نجیب می‌گذارم تا ثابت کنم که برای احکام ارجمند و مقدس ما شجاعانه جان خود را از دست خواهم داد.» یونانیان باید با کسانی که تحت شکنجه پذیرفتند گوشت خوک بخورند، «رحمت کنند»، اما وفاداران بدون توجه به شرایط نمی‌خواستند در برابر خدای خود گناه کنند. به نظر می رسد این پیام در قرآن با سیاست پادشاه آنتیوخوس چهارم اپیفانس دوستی دارد: «اگر شما را شکنجه کنم، باید با خوردن گوشت خوک موافقت کنید، باید رحمت مرا بپذیرید و من از شکنجه شما دست بردارم. اگر خدایتان شما را نهی کرد، فرموده است که اگر شما را شکنجه کردم و مجبور شدید گوشت خوک بخورید، می توانید این کار را انجام دهید و این کار گناهی نیست. قرآن در آیات متعددی خوردن گوشت خوک را به صراحت منع کرده است. یکی از روشن ترین آنها سوره 2 آیه 173 است که می فرماید: او فقط گوشت مرده و خون و گوشت خوک و آنچه را که به نام غیر خدا قربانی شده است برای شما حرام کرده است. ولى هر كه بدون رغبت و افراط به آن مجبور شود گناهى مرتكب نمى شود. همانا خداوند آمرزنده و مهربان است.» (قرآن 2:173) ChatGPT گفت: شخصیت بحیرا در داستان محمد شخصیت جالبی است و مورد بحث و گمانه زنی قرار گرفته است. به گفته برخی منابع اسلامی، بحیره، راهبی مسیحی بود که اعتقاد بر این است که در جوانی با محمد ملاقات کرده است که تأثیری در تفکر مذهبی او بر جای گذاشته است. برخی روایات حاکی از آن است که بحیرا ممکن است با او در مورد جنبه‌هایی از دین مسیحیت صحبت کرده باشد و تأثیر او ممکن است به ایده‌هایی که محمد بعدها در قرآن بسط داده کمک کرده باشد. وجود بحیرا و ملاقات او با محمد در کودکی موضوعی بحث برانگیز و از نظر تاریخی دشوار است. هیچ مدرک مستقلی خارج از منابع اسلامی وجود ندارد که وجود یا ملاقات بحیرا با محمد را تأیید کند. هیچ سوابق مسیحی یا اسناد تاریخی معاصر زمان محمد وجود ندارد که از بحیرا به عنوان یک راهب مسیحی تأثیرگذار یاد کند. هیچ مدرک باستان شناسی نیز برای تأیید این موضوع یافت نشده است. وجود بحیرا به عنوان یک راهب مسیحی و ملاقات او با محمد به طور مستقل در منابع تاریخی خارج از اسلام مستند نیست. منابع اسلامی این داستان را بیان می کنند، اما هیچ مدرک باستان شناسی یا اسناد تاریخی خارجی برای تأیید آن وجود ندارد. بنابراین، اگرچه شخصیت بحیرا در سنت اسلامی قابل توجه است، اما صحت داستان او همچنان یک سؤال بحث برانگیز و گمانه زنی است. بنابراین من به ChatGPT چیزی شبیه به این گفتم: «اگر من نشان دهم که ادعای B، که توسط گروه 1 دفاع می‌شود، نادرست است، و سپس ببینم که گروه 2 نیز از ادعای B دفاع می‌کند، می‌توانم هر دو گروه را بی‌اعتبار کنم.» ChatGPT گفت: نظر شما از این جهت معتبر است که اگر روایتی در ادیان مختلف تکرار شود و بتوان آن را در تأثیرات خارجی یا تاریخی (مانند روم) ردیابی کرد، می‌تواند سؤالاتی را در مورد صحت یا هدف پشت آن داستان‌ها ایجاد کند. گفتی: در پاراگراف آخر شما موافقم، اما بسیاری از مردم مثلاً پیشگویی های اشعیا 7 را نمی دانند و فقط شنیده اند که «جبرئیل به مریم تولد عیسی را باکره اعلام کرد»، یعنی از این اختلافات اطلاعی ندارند، چیزی نمی دانند، اما معتقدند با هدایت اکثریت، توسط رسانه های جمعی و غیره. من فکر می کنم آنها می توانند انتخاب کنند که چه چیزی را باور کنند و چه چیزی را باور نکنند، اما باید از همه جزئیات مطلع شوند، سپس آنها بهتر تصمیم می گیرند، هدف من این است. [منظورم را اینجا ببینید: به این شباهت داستان ها توجه کنید: کتاب مقدس – به متی 1:21 توجه ویژه داشته باشید “”اینک باکره آبستن شده و پسری خواهد زایید و نام او را عمانوئیل خواهند گذاشت”” (که به معنی “”خدا با ما”” است). در آن پیام می‌توانید تلاش رومی‌ها برای پیوند دادن اجباری این روایت به پیشگویی اشعیا را ببینید که هیچ ارتباطی با این واقعه فرضی الهی ندارد، که داستان را کاملاً بی‌اعتبار می‌کند. متی 1:18 و تولد عیسی مسیح به این صورت بود: وقتی مادرش مریم به نامزدی یوسف درآمد، قبل از اینکه با هم جمع شوند، او از روح القدس باردار شد. ۱۹ شوهرش یوسف که مردی عادل بود و نمی‌خواست او را شرمنده کند، تصمیم گرفت پنهانی او را طلاق دهد. 20 در حالی که او در این فکر می کرد، اینک فرشته خداوند در خواب به او ظاهر شد و گفت: «یوسف، پسر داوود، نترس که مریم را به عنوان همسر خود به خانه ببری، زیرا آنچه در او آبستن شده از روح القدس است. ۲۱ او پسری به دنیا خواهد آورد و نام او را عیسی خواهی گذاشت، زیرا او قوم خود را از گناهانشان نجات خواهد داد.» 22 همه اینها برای تحقق آنچه خداوند از طریق نبی گفته بود انجام شد: متی 1:23 اینک، باکره آبستن خواهد شد و پسری خواهد زایید و نام او را عمانوئیل (یعنی خدا با ما) خواهند گذاشت. 24سپس یوسف از خواب بیدار شد و همانطور که فرشته خداوند به او دستور داد عمل کرد و همسرش را گرفت. 25 اما او او را نشناخت تا اینکه اولین پسر خود را به دنیا آورد. و نام خود را عیسی نامید. https://www.biblegateway.com/passage/?search=Mateo%201%3A18-24&version=RVR1960 لوقا 1:26 در ماه ششم، جبرئیل فرشته از جانب خدا به ناصره، شهری در جلیل، فرستاده شد، 27 نزد باکره ای به نام مریم، که با یوسف، از نسل داوود پادشاه، ازدواج کرده بود. 28 فرشته نزد مریم آمد و به او گفت: «شاد باش ای که مورد لطف خدا هستی! خداوند با شماست!» 29 مریم از شنیدن این سخن متحیر شد و تعجب کرد که این سلام چه معنایی دارد. 30 اما فرشته به او گفت: «ای مریم نترس، زیرا خدا به تو لطف داشته است. ۳۱ باردار می‌شوی و پسری به دنیا می‌آوری و نام او را عیسی می‌گذاری. 32 پسرت بزرگ خواهد بود، پسر اعلی. یهوه خدا تخت جدش داود را به او خواهد داد. 33 او بر خاندان یعقوب تا ابد سلطنت خواهد کرد و سلطنت او پایان نخواهد یافت.» 34 مریم به فرشته گفت: «من شوهر ندارم. پس چطور ممکن است این اتفاق برای من بیفتد؟» 35 فرشته در جواب او گفت: «روح القدس بر تو خواهد آمد و قدرت خدای متعال تو را احاطه خواهد کرد. بنابراین فرزندی که به دنیا خواهد آمد، قدوس خواهد بود، پسر خدا.» قرآن: قسمتی از قرآن در سوره 19 (مریم) که در مورد تولد عیسی باکره صحبت می کند: سوره 19:16-22 (ترجمه تقریبی): و در کتاب مریم آمده است، هنگامی که از خانواده خود به مکانی در شرق رفت. و بین خود و آنها پرده ای انداخت. سپس روح خود را به سوی او فرستادیم و به صورت مردی کامل به او رسید. گفت: اگر پرهیزگاری از تو به خدای رحمان پناه می برم. گفت: من فقط فرستاده ای از جانب پروردگارت هستم تا به تو فرزندی پاکیزه عطا کنم. گفت: چگونه پسری خواهم داشت در حالی که مردی به من دست نزده و زن ناپاک نیستم؟ گفت: «همینطور خواهد بود. پروردگارت گفت: این برای من آسان است. و تا آن را نشانه ای برای مردم و رحمتی از جانب خود قرار دهیم. پس او را حامله کرد و با او به مکانی خلوت رفت. https://www.quranv.com/es/19/16 حالا ثابت می کنم که این داستان نادرست است: طبق کتاب مقدس، عیسی از یک باکره متولد شد، اما این با متن پیشگویی در اشعیا 7 در تضاد است. اناجیل آخرالزمان، از جمله انجیل فیلیپ، نیز این ایده را تداوم می بخشد. با این حال، پیشگویی اشعیا به تولد حزقیا پادشاه اشاره دارد، نه عیسی. حزقیا از زنی به دنیا آمد که در زمان بیان نبوت باکره بود، نه پس از باردار شدن، و نبوت عمانوئیل توسط حزقیا محقق شد، نه عیسی. روم انجیل واقعی را پنهان می کرد و از متون آخرالزمان برای منحرف کردن و مشروعیت بخشیدن به دروغ های بزرگ استفاده می کرد. عیسی پیشگویی های اشعیا در مورد عمانوئیل را برآورده نکرد و کتاب مقدس معنای باکره را در اشعیا 7 به اشتباه تفسیر می کند. اشعیا 7: 14-16: این قسمت از باکره ای نام می برد که پسری به نام عمانوئیل به دنیا می آورد که به معنای «خدا با ماست». این پیشگویی به شاه آحاز داده شده است و اشاره به وضعیت سیاسی فوری، به ویژه نابودی سرزمین دو پادشاه آحاز (پکاه و رزین) دارد. این با زمینه تاریخی و جدول زمانی تولد حزقیا پادشاه همسو است، نه با عیسی. نشان دادن ناهماهنگی روایت: اشعیا 7: 14-16: “”بنابراین خود خداوند به شما نشانه ای خواهد داد: اینک باکره آبستن شده و پسری خواهد آورد و نام او را عمانوئیل خواهد گذاشت. او باید کره و عسل بخورد، تا زمانی که بداند بدی را رد کند و خوب را انتخاب کند. زیرا قبل از اینکه کودک بداند که بدی را رد کند و نیکی را انتخاب کند، سرزمین دو پادشاهی که از آنها می ترسید رها خواهد شد.» این قسمت از باکره ای نام می برد که پسری به نام عمانوئل به دنیا می آورد که به معنای «خدا با ماست». این پیشگویی به شاه آحاز داده شده است و اشاره به وضعیت سیاسی فوری، به ویژه نابودی سرزمین دو پادشاه آحاز (پکاه و رزین) دارد. این با زمینه تاریخی و جدول زمانی تولد حزقیا پادشاه همسو است، نه با عیسی. دوم پادشاهان 15: 29-30: «در ایام فکاه، پادشاه اسرائیل، تیگلاتفالسر، پادشاه آشور آمد و اییون، هابیل‌بیت‌ماخه، یانوح، قادش، حصور، جلعاد، جلیل و تمامی سرزمین نفتالی را گرفت و آنها را به اسیری به آشور برد. هوشع پسر الهه علیه فکاه بن رملیا توطئه کرد و به او حمله کرد و او را کشت. او در سال بیستم یوتام پسر عزیا جانشین او شد.» این داستان سقوط پکا و رزین را توصیف می کند و پیشگویی اشعیا در مورد ویران شدن سرزمین دو پادشاه را قبل از اینکه کودک (حزقیا) یاد بگیرد که بدی را رد کند و خیر را انتخاب کند، محقق می شود. دوم پادشاهان 18:4-7 او مکانهای بلند را برداشت، ستونهای مقدس را شکست، تیرهای خاکستر را برید و مار برنزی را که موسی ساخته بود، تکه تکه کرد، تا آن زمان بنی اسرائیل برای آن بخور می سوزاندند. نامش را نهوشتان گذاشت. او به یهوه خدای اسرائیل توکل کرد. در میان پادشاهان یهودا قبل یا بعد از او هیچکس مانند او نبود. زیرا او از خداوند پیروی کرد و از او دور نشد، بلکه احکامی را که خداوند به موسی فرمود، نگاه داشت. خداوند با او بود و هر جا که می‌رفت موفق می‌شد. او بر پادشاه آشور قیام کرد و به او خدمت نکرد. این اصلاحات حزقیا و وفاداری او به خدا را برجسته می‌کند و نشان می‌دهد که «خدا با او بود» و نام عمانوئیل را در متن حزقیا برآورده می‌کند. اشعیا 7:21-22 و دوم پادشاهان 19:29-31: «و در آن روز واقع خواهد شد که مردی یک گاو و دو گوسفند را برمی‌خیزد. و او به خاطر شیر فراوان آنها کره خواهد خورد. همانا کسی که در زمین باقی بماند کره و عسل بخورد.» / «و این برای تو نشانه ای خواهد بود ای حزقیا: امسال از آنچه از خود می روید بخوری و در سال دوم آنچه از خود می روید. و در سال سوم بکارید و درو کنید و تاکستان بکارید و از میوه آنها بخورید. و بازماندگان خاندان یهودا که باقی مانده اند، دوباره به پایین ریشه خواهند زد و به سمت بالا میوه خواهند داد. زیرا باقیمانده از اورشلیم بیرون خواهد رفت و بازمانده از کوه صهیون. غیرت یهوه صبایوت این را انجام خواهد داد.» هر دو قسمت از فراوانی و رفاه در زمین صحبت می کنند که با سلطنت حزقیا مرتبط است و این تفسیر را تأیید می کند که پیشگویی در اشعیا به حزقیا اشاره دارد. دوم پادشاهان 19:35-37: «و در آن شب واقع شد که فرشته خداوند بیرون آمد و صد و هشتاد و پنج هزار نفر را در اردوگاه آشوریان زد. و چون صبح برخاستند، اینک همه اجساد مرده بودند. سپس سناخریب پادشاه آشور رفت و به نینوا بازگشت و در آنجا اقامت گزید. و در حالی که در خانه خدای خود نیسروخ عبادت می‌کرد، پسرانش ادراملِک و شارعزر او را با شمشیر زدند و او به سرزمین آرارات گریخت. و پسرش اسرحدون به جای او سلطنت کرد.» این شکست معجزه آسای آشوریان را که توسط اشعیا پیشگویی شده بود توصیف می کند و نشان دهنده مداخله و حمایت خدا از حزقیا است و بیشتر نشان می دهد که پیشگویی عمانوئیل به حزقیا اشاره دارد. ] این دروغ‌ها فقط تعداد کمی هستند، دروغ‌های بسیار بیشتری در کتاب مقدس وجود دارد، کتاب مقدس دارای حقایقی است مانند اینکه عادلان و شریر از یکدیگر متنفرند (امثال 29:27، امثال 17:15، امثال 16:4)، اما به طور کلی سزاوار اعتبار نیست، زیرا محتوای آن، زمانی که در شوراهای روم تصمیم‌گیری می‌شد، از دست سیاهان عبور کرد.
بیدار شو و به من کمک کن دیگران را بیدار کنم که بیدار شوند! و از باکره ها صحبت می کنم، هدف من روشن است که زن باکره ای که برای ازدواجم می خواهم به من اعتقاد دارد و نه نسخه های دروغ رومی حقایق مربوط به عهد مقدس. امضا شده: جبرئیل، فرشته ای از بهشت که انجیلی متفاوت از انجیل موعظه شده توسط روم را اعلام می کند، و مسیحی بسیار متفاوت از زئوس که توسط رومیان موعظه می شود. اگر تو هستی و تو خیابون منو شناختی، دستمو بگیر و بریم یه جای خلوت: من از تو در برابر زبان افعی دفاع خواهم کرد! هیچ چیز و هیچ کس جلوی جریان عشق متقابل ما را نخواهد گرفت زیرا خدا با ماست. و حتی اگر این زمین دیگر برای تحمل وزن ما نباشد، ما همیشه با هم خواهیم بود. https://wp.me/pg2eFC-10c
El nacimiento y la muerte de cuarta bestia. La alianza greco-romana por los mismos dioses. (Versión extendida)
https://naodanxxii.wordpress.com/wp-content/uploads/2025/03/idi24-the-plot.pdf .” “دینی که از آن دفاع می‌کنم عدالت نام دارد. █ وقتی که او (زن) مرا پیدا کند، من هم او را پیدا خواهم کرد و او (زن) به سخنان من ایمان خواهد آورد امپراتوری روم با اختراع ادیان به بشریت خیانت کرده است تا آن را تحت سلطه خود درآورد. همه ادیان نهادینه شده باطل هستند. تمام کتب مقدس آن ادیان حاوی تقلب است. با این حال، پیام هایی وجود دارد که منطقی هستند. و موارد دیگری گم شده اند که می توان از پیام های مشروع عدالت استنباط کرد. دانیال 12: 1-13 – “”شاهزاده ای که برای عدالت مبارزه می کند، برای دریافت برکت خدا قیام خواهد کرد.”” امثال 18:22 — “”زن نعمتی است که خدا به مرد می دهد.”” لاویان 21:14 — “”او باید با باکره ای که ایمان خود را دارد، ازدواج کند، زیرا او از قوم خود است، که وقتی صالحان برخیزند آزاد خواهند شد.”” 📚 دین نهادینه شده چیست؟ دین نهادینه شده زمانی است که یک باور معنوی به یک ساختار قدرت رسمی تبدیل می شود که برای کنترل مردم طراحی شده است. این یک جستجوی فردی برای حقیقت یا عدالت نیست و به سیستمی تبدیل می شود که سلسله مراتب انسانی بر آن تسلط دارد و در خدمت قدرت سیاسی، اقتصادی یا اجتماعی است. آنچه عادلانه، واقعی یا واقعی است دیگر اهمیتی ندارد. تنها چیزی که مهم است اطاعت است. یک دین نهادینه شده شامل: کلیساها، کنیسه ها، مساجد، معابد است. رهبران مذهبی قدرتمند (کشیشان، کشیشان، خاخام ها، امامان، پاپ ها و غیره). متون مقدس «رسمی» دستکاری و تقلبی. جزماتی که نمی توان آنها را زیر سوال برد. قوانینی که بر زندگی شخصی افراد تحمیل می شود. مناسک و مناسک اجباری به منظور «تعلق». این گونه بود که امپراتوری روم و بعدها امپراتوری های دیگر از ایمان برای تحت سلطه خود درآوردن مردم استفاده کردند. آنها مقدس را به تجارت تبدیل کردند. و حقیقت به بدعت. اگر هنوز بر این باورید که اطاعت از دین همان ایمان داشتن است، به شما دروغ گفته اند. اگر هنوز به کتاب های آنها اعتماد دارید، به همان افرادی که عدالت را به صلیب کشیدند اعتماد دارید. این نیست که خدا در معابدش صحبت می کند. رم است. و روم هرگز از سخن گفتن دست برنداشت. بیدار شو کسی که به دنبال عدالت است نیازی به اجازه ندارد. نه یک موسسه.
El propósito de Dios no es el propósito de Roma. Las religiones de Roma conducen a sus propios intereses y no al favor de Dios.
https://gabriels52.wordpress.com/wp-content/uploads/2025/04/arco-y-flecha.xlsx https://144k.xyz/wp-content/uploads/2025/03/idi24-d8a7d988-d985d8b1d8a7-d9bedb8cd8afd8a7-d8aed988d8a7d987d8af-daa9d8b1d8afd88c-d8b2d986-d8a8d8a7daa9d8b1d987-d8a8d987-d985d986-d8a7db8cd985d8a7d986-d8aed988d8a7d987d8af-d8a2d988d8b1.docx

Click to access idi24-d8a7d988-d985d8b1d8a7-d9bedb8cd8afd8a7-d8aed988d8a7d987d8af-daa9d8b1d8afd88c-d8b2d986-d8a8d8a7daa9d8b1d987-d8a8d987-d985d986-d8a7db8cd985d8a7d986-d8aed988d8a7d987d8af-d8a2d988d8b1d.pdf

او مرا پیدا خواهد کرد، زن باکره به من ایمان خواهد آورد。 ( https://ellameencontrara.comhttps://lavirgenmecreera.comhttps://shewillfind.me ) این همان گندمی است که در کتاب مقدس، علف‌های هرز رومی را نابود می‌کند: مکاشفه ۱۹:۱۱ سپس دیدم که آسمان گشوده شد، و اینک اسبی سفید، و کسی که بر آن سوار بود “”امین و راستگو”” نام داشت و با عدالت داوری کرده و جنگ می‌کند. مکاشفه ۱۹:۱۹ و دیدم که آن وحش و پادشاهان زمین و لشکرهایشان گرد هم آمده‌اند تا با کسی که بر اسب نشسته و لشکر او بجنگند. مزمور ۲:۲-۴ “”پادشاهان زمین به پا خاستند، و فرمانروایان متحد شدند علیه خداوند و مسیح او، که گفتند: “”بندهایشان را بگسلیم و طناب‌هایشان را از خود بیندازیم.”” او که در آسمان‌ها نشسته است، خواهد خندید؛ خداوند آن‌ها را مسخره خواهد کرد.”” حال، کمی منطق ساده: اگر سوارکار برای عدالت می‌جنگد، اما وحش و پادشاهان زمین علیه او می‌جنگند، پس وحش و پادشاهان زمین ضد عدالت هستند. بنابراین، آن‌ها نماد فریب دین‌های دروغینی هستند که با آن‌ها حکومت می‌کنند. فاحشه بزرگ بابل، یعنی کلیسای دروغینی که توسط روم ساخته شده است، خود را “”همسر مسیح مسح‌شده خداوند”” نامیده است. اما پیامبران دروغین این سازمان که بت‌ها را می‌فروشند و کلمات چاپلوسانه پخش می‌کنند، اهداف مسیح خداوند و مقدسین واقعی را به اشتراک نمی‌گذارند، زیرا رهبران فاسد راه بت‌پرستی، تجرد یا قانونی‌سازی ازدواج‌های ناپاک در ازای پول را برگزیده‌اند. مقر مذهبی آن‌ها پر از بت‌ها است، از جمله کتاب‌های مقدس دروغین که در برابر آن‌ها تعظیم می‌کنند: اشعیا ۲:۸-۱۱ ۸ سرزمین آن‌ها پر از بت‌ها است، و آن‌ها در برابر کار دستان خود و آنچه انگشتانشان ساخته است، تعظیم می‌کنند. ۹ پس انسان تحقیر خواهد شد، و مردم پست خواهند شد؛ پس آن‌ها را عفو نکن! ۱۰ به صخره‌ها برو، خود را در خاک پنهان کن، از حضور باشکوه خداوند و از جلال عظمت او بترس. ۱۱ غرور چشمان انسان فرو خواهد نشست، و تکبر مردان سرکوب خواهد شد؛ و فقط خداوند در آن روز سرافراز خواهد شد. امثال ۱۹:۱۴ خانه و ثروت از پدران به ارث می‌رسد، اما یک زن خردمند از جانب خداوند است. لاویان ۲۱:۱۴ کاهن خداوند نباید با بیوه، زن طلاق‌گرفته، زن ناپاک، یا زنی بدکاره ازدواج کند؛ او باید یک باکره از قوم خود را به همسری بگیرد. مکاشفه ۱:۶ و ما را پادشاهان و کاهنان برای خدای خود گردانید؛ جلال و قدرت تا ابد از آن او باد. اول قرنتیان ۱۱:۷ زن، جلال مرد است. در مکاشفه این که وحش و پادشاهان زمین با سوار اسب سفید و لشکر او جنگ می کنند به چه معناست؟ معنی روشن است، رهبران جهان دست در دست پیامبران دروغین هستند که به دلایل روشنی از جمله مسیحیت، اسلام و غیره، اشاعه دهندگان ادیان دروغین حاکم در میان پادشاهی های زمین هستند. همانطور که پیداست، فریب بخشی از کتب مقدس دروغینی است که این همدستان با برچسب «کتاب مجاز ادیان» از آن دفاع می‌کنند، اما تنها دینی که از آن دفاع می‌کنم عدالت است، از حق نیکان در فریب نیرنگ‌های دینی دفاع می‌کنم. مکاشفه 19:19 آنگاه وحش و پادشاهان زمین و لشکرهایشان را دیدم که دور هم جمع شده بودند تا با سوار بر اسب و لشکر او جنگ کنند.
Un duro golpe de realidad es a «Babilonia» la «resurrección» de los justos, que es a su vez la reencarnación de Israel en el tercer milenio: La verdad no destruye a todos, la verdad no duele a todos, la verdad no incomoda a todos: Israel, la verdad, nada más que la verdad, la verdad que duele, la verdad que incomoda, verdades que duelen, verdades que atormentan, verdades que destruyen.
این داستان من است: خوزه، جوانی که در تعالیم کاتولیک پرورش یافته بود، مجموعه‌ای از وقایع را تجربه کرد که با روابط پیچیده و دستکاری‌ها مشخص می‌شدند. در 19 سالگی با مونیکا، زنی مالک و حسود، رابطه برقرار کرد. اگرچه خوزه احساس می کرد که باید به این رابطه پایان دهد، اما تربیت مذهبی او باعث شد که سعی کند او را با عشق تغییر دهد. با این حال، حسادت مونیکا به ویژه نسبت به ساندرا، یکی از همکلاسی هایش که در حال پیشرفت بر روی خوزه بود، تشدید شد. ساندرا در سال 1995 با تماس های تلفنی ناشناس شروع به آزار و اذیت او کرد که در آن او با صفحه کلید صدا می کرد و تلفن را قطع کرد. در یکی از آن مواقع، پس از اینکه خوزه در آخرین تماس با عصبانیت پرسید: “”تو کی هستی؟”” او در یکی از آن موقعیت‌ها، فاش کرد که او همان کسی است که تماس می‌گیرد. در آن زمان، مونیکا که به ساندرا وسواس داشت، خوزه را تهدید کرد که به ساندرا آسیب می‌رساند و این باعث شد خوزه از ساندرا محافظت کند و رابطه‌اش با مونیکا را علی‌رغم میلش به پایان دادن، ادامه دهد. سرانجام در سال 1996 خوزه از مونیکا جدا شد و تصمیم گرفت به ساندرا نزدیک شود که در ابتدا به او علاقه نشان داده بود. وقتی ژوزه سعی کرد در مورد احساساتش با او صحبت کند، ساندرا به او اجازه توضیح نداد، با کلمات توهین آمیز با او رفتار کرد و او دلیل را متوجه نشد. خوزه تصمیم گرفت از خود فاصله بگیرد، اما در سال 1997 او معتقد بود که فرصت دارد با ساندرا صحبت کند، به این امید که او تغییر نگرش خود را توضیح دهد و بتواند احساساتی را که ساندرا سکوت کرده بود به اشتراک بگذارد. در روز تولدش در ماه جولای، همان‌طور که یک سال پیش وقتی هنوز دوست بودند وعده داده بود، با او تماس گرفت—چیزی که در سال ۱۹۹۶ نمی‌توانست انجام دهد زیرا با مونیکا بود. در آن زمان، او معتقد بود که وعده‌ها هرگز نباید شکسته شوند (متی ۵:۳۴-۳۷)، اما اکنون درک می‌کند که برخی وعده‌ها و سوگندها را می‌توان بازنگری کرد اگر به اشتباه داده شده باشند یا اگر شخص دیگر شایستگی آن را نداشته باشد. هنگامی که تبریکش را تمام کرد و داشت تماس را قطع می‌کرد، ساندرا با ناامیدی التماس کرد: «صبر کن، صبر کن، می‌توانیم همدیگر را ببینیم؟» این باعث شد او فکر کند که شاید ساندرا نظرش را تغییر داده و بالاخره دلیل تغییر رفتارش را توضیح خواهد داد، و این فرصت را به او می‌دهد که احساساتی را که تا آن لحظه در دل نگه داشته بود، بیان کند. با این حال، ساندرا هرگز به او پاسخ‌های روشنی نداد و با نگرش‌های طفره‌آمیز و معکوس‌کننده، فتنه را حفظ کرد. در مواجهه با این نگرش، خوزه تصمیم گرفت دیگر به دنبال او نباشد. از آن زمان بود که مزاحمت های تلفنی مداوم شروع شد. تماس ها از همان الگوی سال 1995 پیروی کردند و این بار به خانه مادربزرگ پدری او، جایی که خوزه زندگی می کرد، هدایت شد. او متقاعد شده بود که این ساندرا است، زیرا خوزه اخیرا شماره خود را به ساندرا داده بود. این تماس ها مستمر، صبح، بعدازظهر، شب و صبح زود بود و ماه ها ادامه داشت. وقتی یکی از اعضای خانواده پاسخ داد، تلفن را قطع نکردند، اما وقتی خوزه پاسخ داد، صدای کلیک کلیدها قبل از قطع کردن شنیده می‌شد. خوزه از عمه خود، صاحب خط تلفن، خواست تا ثبت تماس های دریافتی از شرکت تلفن را درخواست کند. او قصد داشت از این اطلاعات به عنوان مدرکی برای تماس با خانواده ساندرا استفاده کند و نگرانی خود را در مورد آنچه که او با این رفتار تلاش می کرد به دست آورد، ابراز کند. با این حال، عمه او بحث او را کم اهمیت جلوه داد و از کمک خودداری کرد. عجیب این بود که هیچ کس در خانه، نه عمه و نه مادربزرگ پدری‌اش، از این واقعیت که این تماس‌ها نیز در صبح زود رخ داده بود، خشمگین نبودند و آنها به خود زحمت ندادند که چگونه جلوی آنها را بگیرند یا شخص مسئول را شناسایی کنند. این ماجرا ظاهری عجیب داشت، گویی شکنجه‌ای سازمان‌یافته بود. حتی زمانی که خوسه از عمه‌اش خواست شب‌ها کابل تلفن را جدا کند تا بتواند بخوابد، او امتناع کرد و استدلال کرد که یکی از پسرانش که در ایتالیا زندگی می‌کند، ممکن است هر لحظه تماس بگیرد (با توجه به تفاوت زمانی شش ساعته بین دو کشور). چیزی که این وضعیت را حتی عجیب‌تر می‌کرد، وسواس مونیکا نسبت به ساندرا بود، در حالی که آنها حتی یکدیگر را نمی‌شناختند. مونیکا در موسسه‌ای که خوسه و ساندرا ثبت نام کرده بودند، تحصیل نمی‌کرد، اما از زمانی که پوشه‌ای حاوی یک پروژه گروهی از خوسه را برداشت، شروع به حسادت به ساندرا کرد. در آن پوشه نام دو زن، از جمله ساندرا، نوشته شده بود، اما به دلایلی نامعلوم، مونیکا فقط روی نام ساندرا تمرکز کرد.
The day I almost committed suicide on the Villena Bridge (Miraflores, Lima) because of religious persecution and the side effects of the drugs I was forced to consume: Year 2001, age: 26 years.
Los arcontes dijeron: «Sois para siempre nuestros esclavos, porque todos los caminos conducen a Roma».
اگرچه خوزه در ابتدا تماس های تلفنی ساندرا را نادیده می گرفت، اما به مرور زمان او را تسلیم کرد و دوباره با ساندرا تماس گرفت، تحت تأثیر آموزه های کتاب مقدس که توصیه می کرد برای کسانی که او را آزار می دادند دعا کند. با این حال، ساندرا او را از نظر عاطفی دستکاری کرد و به طور متناوب بین توهین و درخواست از او برای ادامه یافتن او استفاده کرد. پس از ماه ها از این چرخه، خوزه متوجه شد که همه اینها یک تله است. ساندرا به دروغ او را به آزار و اذیت جنسی متهم کرد و گویی این به اندازه کافی بد نبود، ساندرا چند تبهکار را فرستاد تا خوزه را کتک بزنند. آن سه‌شنبه، ژوزه هیچ چیزی نمی‌دانست. اما در همان لحظه، ساندرا از قبل کمینی را که برایش ترتیب داده بود، آماده کرده بود. چند روز قبل، ژوزه این وضعیت را برای دوستش یوهان تعریف کرده بود. یوهان نیز رفتارهای ساندرا را عجیب دانسته و حتی فکر کرده بود که شاید این رفتارها به دلیل طلسمی باشد که مونیکا انجام داده است. آن شب، ژوزه به محله قدیمی‌اش که در سال ۱۹۹۵ در آن زندگی می‌کرد، رفت و در آنجا با یوهان ملاقات کرد. در میان گفت‌وگو، یوهان به ژوزه پیشنهاد داد که ساندرا را کاملاً فراموش کند و با هم به یک کلوب شبانه بروند و دختران جدیدی را بشناسند. “”شاید دختری را پیدا کنی که باعث شود او را فراموش کنی.”” ژوزه این ایده را پسندید و هر دو سوار اتوبوسی شدند که به مرکز لیما می‌رفت. مسیر اتوبوس از مقابل مؤسسه IDAT می‌گذشت. ژوزه ناگهان چیزی را به یاد آورد. “”آه، راست می‌گویی! من شنبه‌ها اینجا کلاس دارم و هنوز شهریه را پرداخت نکرده‌ام!”” او این شهریه را از پولی که پس از فروش رایانه‌اش به دست آورده بود و همچنین از کار کوتاه‌مدتی که در یک انبار انجام داده بود، پرداخت می‌کرد. اما در آنجا، کارگران را روزی ۱۶ ساعت کار می‌کشیدند، درحالی‌که فقط ۱۲ ساعت را ثبت می‌کردند. بدتر از آن، اگر کسی قبل از یک هفته استعفا می‌داد، هیچ حقوقی به او پرداخت نمی‌شد. به همین دلیل ژوزه مجبور به ترک آن کار شد. ژوزه به یوهان رو کرد و گفت: “”من اینجا شنبه‌ها کلاس دارم. حالا که اینجاییم، بگذار شهریه را پرداخت کنم و بعد به کلوب شبانه برویم.”” اما به محض این که ژوزه از اتوبوس پیاده شد، صحنه‌ای غیرمنتظره را دید. ساندرا در گوشه مؤسسه ایستاده بود! با تعجب به یوهان گفت: “”یوهان، نگاه کن! ساندرا آنجاست! باورم نمی‌شود! چه تصادفی! این همان دختری است که درباره‌اش به تو گفتم، همان کسی که رفتار عجیبی دارد. اینجا منتظر باش، می‌خواهم از او بپرسم که آیا نامه‌هایی را که برایش فرستاده‌ام، دریافت کرده یا نه. می‌خواهم بفهمم چرا این‌گونه رفتار می‌کند و علت تماس‌های مداومش را بداند.”” یوهان منتظر ماند و ژوزه به سمت ساندرا رفت و از او پرسید: “”ساندرا، نامه‌هایم را خواندی؟ حالا می‌توانی به من بگویی که چه اتفاقی افتاده است؟”” اما ژوزه هنوز صحبتش را تمام نکرده بود که ساندرا دستش را بلند کرد و با اشاره‌ای نامحسوس علامتی داد. و درست مثل اینکه همه‌چیز از قبل برنامه‌ریزی شده بود، سه مرد از نقاط مختلف ظاهر شدند. یکی در وسط خیابان، یکی پشت سر ساندرا و دیگری پشت سر ژوزه! مردی که پشت ساندرا بود، با لحنی خشن جلو آمد و گفت: “”پس تو همان کسی هستی که دخترعمه‌ام را اذیت می‌کنی؟”” ژوزه با حیرت پاسخ داد: “”چی؟ من او را اذیت می‌کنم؟ برعکس، این اوست که مدام مرا تماس می‌گیرد! اگر نامه‌ام را بخوانی، می‌بینی که فقط می‌خواستم پاسخی برای تماس‌های عجیبش پیدا کنم!”” اما قبل از این که بتواند بیشتر توضیح دهد، مردی که پشت سرش بود، گردنش را گرفت و او را به زمین انداخت. سپس آن مرد و مردی که ادعا می‌کرد پسرعموی ساندرا است، شروع به لگد زدن به او کردند. مرد سوم نیز جیب‌های ژوزه را گشت. سه نفر علیه یک نفر که روی زمین افتاده بود! خوشبختانه، یوهان وارد درگیری شد و به ژوزه فرصت داد تا از زمین بلند شود. اما مرد سوم شروع به برداشتن سنگ کرد و آن‌ها را به سمت ژوزه و یوهان پرتاب کرد! در همان لحظه، یک پلیس راهنمایی و رانندگی وارد شد و درگیری را متوقف کرد. او به ساندرا گفت: “”اگر او تو را اذیت می‌کند، پس به طور رسمی شکایت کن.”” ساندرا با اضطراب از آنجا فرار کرد، چون می‌دانست که دروغش آشکار خواهد شد. ژوزه، که از این خیانت شوکه شده بود، می‌خواست ساندرا را به خاطر آزارهایش گزارش دهد، اما چون هیچ مدرکی نداشت، این کار را نکرد. اما چیزی که او را بیش از همه حیرت‌زده کرد، حمله نبود، بلکه سؤالی بود که در ذهنش تکرار می‌شد: “”ساندرا چطور می‌دانست که من اینجا خواهم بود؟”” چون او فقط شنبه‌ها صبح به آن مؤسسه می‌رفت و حضور او در آن شب کاملاً تصادفی بود! هرچه بیشتر به این راز فکر می‌کرد، احساس ترس بیشتری می‌کرد. “”ساندرا یک دختر عادی نیست… شاید او یک جادوگر است و قدرت‌هایی فراطبیعی دارد!”” این وقایع اثر عمیقی بر خوزه گذاشت که به دنبال عدالت و افشای کسانی است که او را دستکاری کردند. علاوه بر این، او به دنبال از بین بردن توصیه های موجود در کتاب مقدس است، مانند: برای کسانی که به شما توهین می کنند دعا کنید، زیرا با پیروی از آن توصیه، در دام ساندرا افتاد. شهادت خوزه █ من، خوسه کارلوس گالیندو هینوستروزا، نویسندهٔ وبلاگ‌های زیر هستم: https://lavirgenmecreera.com https://ovni03.blogspot.com و وبلاگ‌های دیگر. من در پرو متولد شدم. این عکس متعلق به من است و در سال ۱۹۹۷ گرفته شده است. در آن زمان ۲۲ ساله بودم و درگیر توطئه‌های ساندرا الیزابت، هم‌کلاسی سابقم در مؤسسه IDAT، بودم. در آن دوران، از رفتارهایش سردرگم بودم (او به روشی بسیار پیچیده و طولانی مرا آزار داد که توضیح آن در این تصویر ممکن نیست، اما در بخش پایینی این وبلاگ: ovni03.blogspot.com و در این ویدیو:
آن را روایت کرده‌ام). احتمال اینکه مونیکا نیوس، نامزد سابقم، به او جادو کرده باشد را رد نکردم. هنگامی که به دنبال پاسخ در کتاب مقدس بودم، در متی ۵ خواندم: “”برای کسانی که به شما توهین می‌کنند دعا کنید.”” در آن روزها، ساندرا به من توهین می‌کرد و همزمان می‌گفت که نمی‌داند چه اتفاقی برایش افتاده است، اینکه می‌خواهد همچنان دوست من باشد و باید مدام به او زنگ بزنم و دنبالش بروم. این روند پنج ماه طول کشید. به طور خلاصه، ساندرا وانمود می‌کرد که چیزی او را تسخیر کرده تا مرا در سردرگمی نگه دارد. دروغ‌های کتاب مقدس باعث شد فکر کنم که افراد خوب ممکن است به دلیل یک روح شیطانی رفتار بدی داشته باشند. به همین دلیل، توصیه به دعا کردن برای او چندان غیرمنطقی به نظر نمی‌رسید، زیرا ساندرا ابتدا وانمود می‌کرد که دوست است، و من فریبش را خوردم. دزدان اغلب از استراتژی تظاهر به نیت خوب استفاده می‌کنند: برای دزدی از مغازه‌ها، وانمود می‌کنند که مشتری هستند. برای گرفتن عشر، تظاهر می‌کنند که کلام خدا را موعظه می‌کنند، اما در واقع، آموزه‌های روم را تبلیغ می‌کنند. ساندرا الیزابت تظاهر کرد که دوست است، سپس تظاهر کرد که دوستی گرفتار مشکلات است و به کمک من نیاز دارد، اما همه اینها فقط برای بدنام کردن من و کمین گذاشتن با سه مجرم بود. احتمالاً این کار را از سر کینه انجام داد، زیرا یک سال قبل پیشنهادهایش را رد کرده بودم، چون عاشق مونیکا نیوس بودم و به او وفادار ماندم. اما مونیکا به وفاداری من اعتماد نداشت و تهدید کرد که ساندرا الیزابت را خواهد کشت. به همین دلیل، رابطه‌ام را با مونیکا به آرامی و در طی هشت ماه به پایان رساندم تا او فکر نکند که دلیلش ساندرا بوده است. اما ساندرا الیزابت چگونه جواب داد؟ با دروغ. او به دروغ مرا متهم به آزار جنسی کرد و با همین بهانه، سه مجرم را دستور داد که مرا بزنند، آن هم در برابر چشمان خودش. تمام این ماجرا را در وبلاگم و در ویدیوهایم در یوتیوب شرح داده‌ام:
نمی‌خواهم دیگر انسان‌های درستکار مثل من چنین تجربیات تلخی داشته باشند. به همین دلیل، این را نوشتم. می‌دانم که این حقیقت ناعادلانی مانند ساندرا را ناراحت خواهد کرد، اما حقیقت مانند انجیل واقعی است و تنها به نفع افراد درستکار است. شر خانواده خوزه بیشتر از ساندرا است: شرارت خانواده خوزه از شرارت ساندرا نیز فراتر می‌رود خوزه با خیانتی ویرانگر از سوی خانواده خود مواجه شد. آن‌ها نه تنها از کمک به او برای متوقف کردن آزار و اذیت‌های ساندرا خودداری کردند، بلکه او را به دروغ به بیماری روانی متهم کردند. اعضای خانواده‌اش از این اتهامات به عنوان بهانه‌ای برای ربودن و شکنجه‌ی او استفاده کردند و دو بار او را به مراکز بیماران روانی و بار سوم به یک بیمارستان فرستادند. همه چیز از زمانی شروع شد که خوزه خروج ۲۰:۵ را خواند و تصمیم گرفت کاتولیک نباشد. از آن لحظه به بعد، او از آموزه‌های کلیسا خشمگین شد و به تنهایی علیه دکترین‌های آن اعتراض کرد. همچنین به خانواده‌اش توصیه کرد که دعا کردن به تصاویر را متوقف کنند. او به آن‌ها گفت که برای یک دوستش (ساندرا) دعا می‌کند که به نظر می‌رسید جادو شده یا تسخیر شده باشد. خوزه به دلیل آزار و اذیت‌های ساندرا تحت استرس شدیدی بود، اما خانواده‌اش تحمل نکردند که او از آزادی دینی خود استفاده کند. در نتیجه، آن‌ها زندگی حرفه‌ای، سلامت و اعتبار او را نابود کردند و او را در مراکز بیماران روانی بستری کردند، جایی که به او داروهای آرام‌بخش تزریق شد. آن‌ها نه تنها او را برخلاف میلش بستری کردند، بلکه پس از آزادی، او را مجبور کردند که با تهدید به بستری شدن مجدد، همچنان داروهای روانپزشکی مصرف کند. خوزه برای رهایی از این وضعیت تلاش کرد و در دو سال آخر این بی‌عدالتی، پس از نابودی حرفه‌ی برنامه‌نویسی‌اش، مجبور شد بدون دریافت حقوق در رستوران عمویی که به او خیانت کرده بود کار کند. در ۲۰۰۷، خوزه کشف کرد که این عمو بدون اطلاع او داروهای روانپزشکی را در غذای ناهارش می‌ریزد. او به لطف یکی از کارکنان آشپزخانه به نام لیدیا توانست حقیقت را کشف کند. بین ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۷، خوزه تقریباً ده سال از جوانی خود را به دلیل خیانت خانواده‌اش از دست داد. با نگاهی به گذشته، او متوجه شد که اشتباه او این بود که برای رد کاتولیک بودن، از کتاب مقدس دفاع کرد، زیرا خانواده‌اش هرگز به او اجازه ندادند که آن را بخواند. آن‌ها این بی‌عدالتی را در حق او انجام دادند، زیرا می‌دانستند که او منابع مالی برای دفاع از خود ندارد. وقتی او سرانجام از مصرف اجباری داروها آزاد شد، فکر کرد که اعضای خانواده‌اش شروع به احترام گذاشتن به او کرده‌اند. حتی دایی‌ها و پسرعموهای مادری‌اش به او پیشنهاد کار دادند، اما سال‌ها بعد، دوباره به او خیانت کردند و او را مجبور به استعفا کردند. این موضوع باعث شد که خوزه بفهمد که نباید هرگز آن‌ها را می‌بخشید، زیرا نیت‌های بدشان آشکار شد. از آن لحظه، او تصمیم گرفت که دوباره کتاب مقدس را مطالعه کند و در ۲۰۰۷ شروع به کشف تناقضات آن کرد. کم‌کم متوجه شد که چرا خدا اجازه داده بود که خانواده‌اش در جوانی او را از دفاع از کتاب مقدس منع کنند. او تناقضات کتاب مقدس را کشف کرد و شروع به افشای آن‌ها در وبلاگ‌هایش کرد، جایی که همچنین داستان ایمان و رنج‌هایی که از سوی ساندرا و به ویژه خانواده خودش متحمل شده بود را بازگو کرد. به همین دلیل، در دسامبر ۲۰۱۸، مادرش با کمک پلیس‌های فاسد و یک روانپزشک که یک گواهی جعلی صادر کرد، دوباره تلاش کرد او را برباید. آن‌ها او را “”یک اسکیزوفرنیک خطرناک”” توصیف کردند تا دوباره او را زندانی کنند، اما این نقشه شکست خورد زیرا او در خانه نبود. شاهدانی برای این حادثه وجود داشتند و خوزه، صداهایی را به عنوان مدرک در شکایت خود به مقامات پرو ارائه داد، اما شکایت او رد شد. خانواده‌اش کاملاً می‌دانستند که او دیوانه نیست: او یک شغل ثابت، یک فرزند و مادر فرزندش را برای مراقبت کردن داشت. با این حال، با وجود دانستن حقیقت، آن‌ها تلاش کردند که او را با همان اتهامات قدیمی بربایند. مادرش و سایر بستگان متعصب کاتولیک او این اقدام را رهبری کردند. هرچند که وزارتخانه شکایت او را نادیده گرفت، خوزه در وبلاگ‌هایش تمام این مدارک را منتشر کرد و نشان داد که شرارت خانواده‌اش از شرارت ساندرا نیز فراتر می‌رود. در اینجا شواهدی از آدم‌ربایی‌ها با استفاده از تهمت خیانتکاران آورده شده است: “”این مرد یک اسکیزوفرنیک است که به شدت نیاز به درمان روانپزشکی و مصرف دارو برای تمام عمر دارد.””

Click to access ten-piedad-de-mi-yahve-mi-dios.pdf

این کاری است که در پایان سال 2005، زمانی که 30 ساله بودم، انجام دادم.
The day I almost committed suicide on the Villena Bridge (Miraflores, Lima) because of religious persecution and the side effects of the drugs I was forced to consume: Year 2001, age: 26 years.
.”

 

تعداد روزهای تصفیه: روز # 266 https://144k.xyz/2024/12/16/this-is-the-10th-day-pork-ingredient-of-wonton-filling-goodbye-chifa-no-more-pork-broth-in-mid-2017-after-researching-i-decided-not-to-eat-pork-anymore-but-just-the/

اینجا ثابت می‌کنم که توانایی منطقی بالایی دارم، نتایج من را جدی بگیرید. https://ntiend.me/wp-content/uploads/2024/12/math21-progam-code-in-turbo-pascal-bestiadn-dot-com.pdf

If e*5=53 then e=10.60


 

“کوپید همراه با دیگر خدایان بت پرست (فرشتگان سقوط کرده، به عذاب ابدی برای شورش خود علیه عدالت فرستاده شده اند) به جهنم محکوم می شود.
استناد به این عبارات به معنای دفاع از کل کتاب مقدس نیست. اگر اول یوحنا 5:19 می گوید که “”تمام جهان در قدرت شریر است””، اما حاکمان به کتاب مقدس سوگند یاد می کنند، شیطان با آنها حکومت می کند. اگر شیطان با آنها حکومت می کند، تقلب نیز با آنها حکم می کند. بنابراین، کتاب مقدس حاوی برخی از آن تقلب است که در میان حقایق استتار شده است. با پیوند این حقایق می توان فریبکاری های آن را افشا کرد. افراد صالح باید این حقایق را بدانند تا اگر فریب دروغ های اضافه شده به کتاب مقدس یا سایر کتب مشابه را خوردند، بتوانند خود را از شر آنها رها کنند. دانیال 12:7 و شنیدم که مردی که کتانی پوشیده بود، که بر آبهای رودخانه بود، دست راست و دست چپ خود را به سوی آسمان بلند کرد و به او که تا ابد زنده است سوگند یاد کرد که برای مدتی، زمانها و نیمی از زمان خواهد بود. و هنگامی که پراکندگی قدرت قوم مقدس انجام شود، همه این چیزها تحقق خواهد یافت. با توجه به اینکه «شیطان» به معنای «تهمت زن» است، طبیعی است که انتظار داشته باشیم که شکنجه گران رومی، که دشمن مقدسین هستند، بعداً در مورد مقدسین و پیام های آنها شهادت دروغ داده باشند. بنابراین، آنها خودشان شیطان هستند، و نه موجودی نامحسوس که وارد و خارج می شود، همانطور که دقیقاً با آیاتی مانند لوقا 22: 3 («سپس شیطان به یهودا وارد شد…»)، مرقس 5: 12-13 (شیاطین وارد خوک ها می شوند) و یوحنا 13:27 («بعد از او، شیطان وارد شد» به این باور رسیدیم. هدف من این است: کمک به افراد صالح که قدرت خود را با باور به دروغ های فریبکارانی که پیام اصلی را جعل کرده اند، هدر ندهند، پیامی که هرگز از کسی نمی خواست در برابر چیزی زانو بزند یا برای چیزی که همیشه قابل مشاهده بود دعا کند. تصادفی نیست که در این تصویر که توسط کلیسای روم تبلیغ می شود، کوپید در کنار دیگر خدایان بت پرست ظاهر می شود. آنها نام مقدسین واقعی را به این خدایان دروغین داده اند، اما ببینید این مردان چگونه لباس می پوشند و موهای خود را چگونه بلند می کنند. همه اینها در تضاد با وفاداری به قوانین خدا است، زیرا این نشانه طغیان است، نشانه فرشتگان یاغی (تثنیه 22:5).
مار، شیطان یا شیطان (تهمت زن) در جهنم (اشعیا 66:24، مرقس 9:44). متی 25:41: “”سپس به کسانی که در سمت چپ هستند خواهند گفت: “”از من دور شوید، ای نفرین شده، به آتش ابدی که برای شیطان و فرشتگان او آماده شده است.”” جهنم: آتش ابدی که برای مار و فرشتگان او آماده شده است (مکاشفه 12: 7-12)، به دلیل اینکه حقایق را با قرآن و بدعت ها برای داشتن کتاب مقدس خلق کرده اند، برای داشتن کتاب مقدس، بدعت ها و بدعت ها را ایجاد کرده اند. انجیل هایی که آنها را آخرالزمان می نامیدند، تا به دروغ های موجود در کتب مقدس دروغین اعتبار بخشند، همه در طغیان علیه عدالت.
کتاب خنوخ 95:6: “”وای بر شما ای شاهدان دروغین، و بر آنانی که بهای بی عدالتی را متحمل می شوند، زیرا شما ناگهان هلاک خواهید شد.”” کتاب خنوخ 95:7: «وای بر شما ای ستمکاران که عادلان را آزار می‌دهید، زیرا خود شما به‌سبب آن بی‌عدالتی تسلیم و جفا خواهید شد، و سنگینی بار شما بر دوش شما خواهد افتاد.» امثال 11: 8: “”عادل از مصیبت رهایی می یابد و عادل به جای او وارد می شود.”” امثال 16: 4: “”خداوند همه چیز را برای خود آفریده است، حتی شریران را برای روز بد.”” کتاب خنوخ 94:10: «ای ستمکاران، به شما می‌گویم که آن‌که شما را آفرید، شما را برانداز خواهد کرد. خداوند به هلاکت شما رحم نخواهد کرد، اما خداوند از هلاکت شما خوشحال خواهد شد.» شیطان و فرشتگانش در جهنم: مرگ دوم. آنها سزاوار این هستند که علیه مسیح و شاگردان وفادارش دروغ بگویند و آنها را متهم کنند که نویسندگان کفرگویی های روم در کتاب مقدس هستند، مانند عشق آنها به شیطان (دشمن). اشعیا 66:24: «آنها بیرون خواهند رفت و لاشه مردانی را که بر من تجاوز کرده اند، خواهند دید. زیرا کرم آنها نخواهد مرد و آتش آنها خاموش نخواهد شد. و برای همه مردم مکروه خواهند بود.» مرقس 9:44: “”جایی که کرم آنها نمی میرد و آتش خاموش نمی شود.”” مکاشفه 20:14: «و مرگ و هادس به دریاچه آتش افکنده شد. این دومین مرگ است، دریاچه آتش.»
Cuando todos los justos conozcan la verdad, entonces llegará el fin https://labibliasecontradice.blogspot.com/2024/06/cuando-todos-los-justos-conozcan-la.html Carajo, yo no sabía esto.. ¿De qué está hecho el wantán?: Cada wantán está elaborado con una masa de 10×10 centímetros, elaborada con harina de trigo, agua, y sal. Esta masa se rellena con carne picada de cerdo https://shewillfind.me/2024/12/15/carajo-yo-no-sabia-esto-de-que-esta-hecho-el-wantan-cada-wantan-esta-elaborado-con-una-masa-de-10×10-centimetros-elaborada-con-harina-de-trigo-agua-y-sal-esta-masa-se-rellena-con-c/ Demonstrating that the Roman Empire has created Christianity and Islam: They have idolatry and deception as a common denominator, they need people submissive to various images to fill their pockets. Without idolatry there is no business, like in rented football which is not a sport for everyone, it is passive expectation of how others are making money and sport, at the expense of your money and your sedentary lifestyle. https://gabriels.work/2024/06/28/demonstrating-that-the-roman-empire-has-created-christianity-and-islam-they-have-idolatry-and-deception-as-a-common-denominator-they-need-people-submissive-to-various-images-to-fill-their-pockets-w/ In addition to the common lies and contradictions, that is the only explanation for these friendly meetings between the representatives of these religions. If Moses were among us, he would never give fraternal hugs to false prophets, but among the liars there are agreements. https://ellameencontrara.com/2024/08/04/in-addition-to-the-common-lies-and-contradictions-that-is-the-only-explanation-for-these-friendly-meetings-between-the-representatives-of-these-religions-if-moses-were-among-us-he-would-never/ Un pescador con su red llena de cangrejos y langostas marinas se acerca a una de las puertas del cielo, pero es expulsado con estas palabras dichas por San Pedro: «Vaya a venderle esos mariscos a Zeus, porque aquí, en esta puerta: No entrará en ella ninguna cosa inmunda… https://antibestia.com/2025/06/08/un-pescador-con-su-red-llena-de-cangrejos-y-langostas-marinas-se-acerca-a-una-de-las-puertas-del-cielo-pero-es-expulsado-con-estas-palabras-dichas-por-san-pedro-vaya-a-venderle-esos-mariscos-a/ Reparte, da a los justos; su justicia permanece para siempre; Su poder será exaltado en gloria. Ayudar al malo no trae ningún bien. https://ovni03.blogspot.com/2023/01/reparte-da-los-justos-su-justicia.html Иисус не Бог. https://itwillbe.me/2025/01/14/%d0%b8%d0%b8%d1%81%d1%83%d1%81-%d0%bd%d0%b5-%d0%b1%d0%be%d0%b3/ Mataron a un asaltante, que triste se debe sentir el defensor de lo peor de la sociedad. https://penademuerteya.blogspot.com/2024/11/mataron-un-asaltante-que-triste-se-debe.html Rightists as righteous, because the People of the Book seek God’s blessing. Proverbs 18:22 Whoever finds a wife finds goodness and finds favor with Jehovah. Leviticus 21:14 A widow, or a divorced woman, or a woman who has been defiled, or a prostitute, these he shall not marry. But he shall take as his wife a virgin of his own people, 15 that he may not profane his offspring among his people, for I am Jehovah who sanctifies him. https://gabriels.work/2023/09/23/rightists-as-righteous-because-the-people-of-the-book-seek-gods-blessing-proverbs-1822-whoever-finds-a-wife-finds-goodness-and-finds-favor-with-jehovah-leviticus-2114-a-widow-or-a/ La locura, la incoherencia, la calumnia, la estupidez, la hipocresía de Satanás es puesta en manifiesto por un hombre inteligente de verdad, Satanás dice: “ama a tu enemigo, de lo contrario te odiaré por ser mi enemigo” https://haciendojoda2.blogspot.com/2024/03/la-locura-la-incoherencia-la-calumnia.html Vuestras imágenes del sol https://antibestia.com/2024/06/10/vuestras-imagenes-del-sol/ El amor a los enemigos, una mentira que no encaja con las profecías. Una mentira de los romanos. https://ntiend.me/2024/02/27/el-amor-a-los-enemigos-una-mentira-que-no-encaja-con-las-profecias-una-mentira-de-los-romanos/ پیامبر دروغین: ‘خدا همه جا هست، اما تنها زمانی که از طریق تصاویر من دعا می‌کنید، به دعای شما گوش می‌دهد.’ کچھ لوگ نابینا ایمان کے ساتھ مورتوں کے سامنے جھک جاتے ہیں، جب کہ دوسرے اس نابینا ایمان کے بارے میں اچھا بولتے ہوئے کاروبار کرتے ہیں۔ تمام شواهد به یک نتیجه اشاره دارند.”